نارنج سبز سیاسی اجتماعی تحلیلی

بررسی مطبوعات و نشریات فارسی زبان

نارنج سبز سیاسی اجتماعی تحلیلی

بررسی مطبوعات و نشریات فارسی زبان

اصولگرایان و 5 طیفی که بازیگران عرصه سیاست ایران هستند / شفاف

تقسیم بندی جدید از اصوگرایان ؛
این گروه ها در دیدگاه های سیاسی حتی از برخی حامیان دولت نیز تندتر هستند و موضع شفاف و مثبتی به مواردی چون آزادی بیان ندارند . به نظر می رسد باید به زودی شاهد ائتلاف و نزدیکی میان گروه اصولگرایان حامی احمدی نژاد منهای مشایی و این گروه از اصولگرایان افراطی باشیم .

هر چند هیچگاه تعریف مشخصی از واژه اصولگرایی ارائه نشد و هنوز هم در میان خود اصولگرایان بر سر تعریف این واژه اختلاف نظرهایی وجود دارد اما حداقل 5 سال است که قدرت در اختیار این جریان سیاسی قرار دارد و رقیب سیاسی اصلی آنان هیچ یک از نهادهای انتخابی را نتوانسته است در دست بگیرد .

 با این حال اما به نظر می رسد از ابتدای روی کار آمدن محمود احمدی نژاد در دولت نهم اختلافاتی میان اصولگرایان به وجود آمد که سبب بروز شکاف در میان جریان سیاسی کشور شد . این اختلافات اما برغم برخی پیش بینی ها سبب نشد که جریان اصولگرا در انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم با همه انتقاداتی که به احمدی نژاد و نزدیکانش داشت، نامزدی دیگر به مردم معرفی کند .

 برخی اصولگرایان با این استدلال که دولت احمدی نژاد دولتی اصولگراست که باید فرصت داد چهار سال دیگر نیز به خدماتش ارائه دهد با معرفی نامزدی غیر از احمدی نژاد مخالفت کردند و سرانجام با همه حرف و حدیث هایی که از زمان معرفی کابینه نهم پیش آمده بود و روز به روز بر شدت انتقادات اصولگرایان منتقد دولت افزوده بود ، تنها محمود احمدی نژاد به عنوان نامزد واحد جریان اصولگرا وارد عرصه انتخابات شد.

 با این وجود از زمان تشکیل دولت دهم و برخی رفتارهایی که دولت و نزدیکان رئیس جمهور داشته اند به نظر می رسد که دیگر امکان تداوم این اتحاد وجود ندارد . چرا که عملا به نظر می رسد برخی از کسانی که تا کنون در این جریان فعال بوده اند نه خودشان تمایلی دارند اصولگرا خوانده شوند و نه بر طبق هیچ تعریفی می توان آنان را اصولگرا خواند .

 مطابق واقعیات موجود اصولگرایان به گروه های مختلفی تقسیم شده اند. گروه های راست سنتی ، گروه های حامی دولت و اصولگرایان منتقد دولت . اما باز هم این تقسیم بندی به همین راحتی نیست . چرا که حامیان دولت و اصولگرایان منتقد دولت نیز به گروه های مختلفی تقسیم می شوند .

 حامیان دولت دو گروه هستند . حامیان ا"حمدی نژاد بعلاوه  مشایی"  و حامیان ا" حمدی نژاد منهای  مشایی" دو گروهی هستند که اکنون حامی احمدی نژاد هستند .اما به نظر می رسد آنان نیز در انتخابات دوره یازدهم به اختلاف بر میخورند . گروه "احمدی نژاد بعلاوه مشایی "به احتمال فراوان در انتخابات یازدهم از مشایی حمایت می کند و مدعی است که شخص احمدی نژاد در این زمینه مصمم است و هرگز رئیس دفتر محبوبش را تنها نمی گذارد . به عقیده آنان انتخاب مشایی به عنوان معاون اول و کوتاه نیامدن از این حکم تا زمان استعفای مشایی نشانه ای است آشکار از علاقه احمدی نژاد به ریاست مشایی بر دولت یازدهم . اما گروه "احمدی نژاد منهای مشایی "معتقد است که اساسا مشایی اصولگرا نیست و سرمایه گذاری بر روی وی کاری عبث و بیهوده است . آنان حتی معتقد نیستند که مشایی بتواند از فیلتر شورای نگهبان عبور کند .

 اما واقعیت این است که احمدی نژاد تمایلی به گروه "احمدی نژاد منهای مشایی ن"دارد و کنار گذاشتن برخی وزرای شاخص دولت نهم که منتقد مشایی بودند و روی کار آوردن افرادی دیگر نشان می دهد که احمدی نژاد به گروه احمدی نژاد بعلاوه مشایی علاقه بیشتری دارد .

 در همین حال برخی از تحلیلگران سیاسی معتقدند که اساسا گروه حامیان "احمدی نژاد بعلاوه مشایی "را نمی توان اصولگرا دانست . چرا که از دیدگاه آنان مشایی اصولگرا نیست و برخی دیدگاه های وی را حتی می توان " تجدیدنظرطلبانه " عنوان کرد . این تحلیلگران با این تحلیل گروه حامیان مشایی را خارج از جریان اصولگرایی می دانند و حتی آنان را " تجدید نظر طلب " عنوان می کنند . اما مشکل این است که وقتی احمدی نژاد حاضر نیست خود را از مشایی دور کند ، چطور می توان مشایی و حامیانش را از دایره اصولگرایان خارج کرد ؟

اما گروه های اصولگرای منتقد دولت نیز به چند گروه تقسیم می شوند . جمعیت ایثارگران و جمعیت رهپیویان انقلاب دو گروه از اصولگرایان هستند که به دبیرکلی حسین فدایی و علیرضا زاکانی گاهی خود را منتقد دولت نشان می دهند ، اما رفتارهای متناقض آنان سبب شده است که نتوانند گروه های منسجمی از حامیان  را برای خود تشکیل دهند . به عبارتی نه می توان آنان را حامی احمدی نژاد دانست و نه می توان منتقد وی  خواند .  به شدت از شخص محمود احمدی نژاد حمایت می کنند اما حمایتشان استراتژیک به نظر نمی رسد . گاهی هم از احمدی نژاد انتقاد می کنند اما بازهم انتقادشان اصولی به نظر نمی رسد .از احمدی نژاد حمایت می کنند اما  به نظر حمایتی لفظی می رسد که تنها از روی مخالفت با رقبای اصلاح طلب صورت می گیرد و بنیه فکری و تحلیلی قوی پشت آن وجود ندارد . آنان می گویند احمدی نژاد خودش خوب است اما اظهاراتش درباره کوروش بد است ، درباره مشایی اشتباه می کند ، درباره رحیمی اشتباه می کند ، درباره کردان اشتباه کرد ، درباره محرابیان اشتباه می کند ، درباره .... خلاصه می گویند احمدی نژاد خودش خوب است اما نزدیکانش و منصوبانش و گاهی ادبیات و برنامه هایش را قبول ندارند . آنان وقتی با این پرسش مواجه می شوند که پس چرا از احمدی نژادی که اینهمه انتقاد دارید حمایت می کنید می گویند به خاطر اینکه رقبای سیاسی اش موفق نشوند ! به نظر نمی رسد این توجیه برای یک گروه سیاسی اصولگرا توجیه مناسبی باشد و مردم بویژه بدنه جریان اصولگرایی خواهان منطق و استدلال است . ضمن اینکه هر چه احمدی نژاد می گوید دیدگاه های مشایی دیدگاه های دولت او نیز هست و از مشایی و افکارش دفاع می کند اینها می گویند : نه اینطور نیست ، احمدی نژاد دیدگاهی متفاوتی با مشایی دارد . یعنی اصرار دارند که چیزی به احمدی نژاد بچسبانند که خود احمدی نژاد هرگز راضی به آن نیست و آنرا قبول نمی کند .

 اما در مجموع می توان این گروه از اصولگرایان را اصولگرایان افراطی نیز نام نهاد . چرا که در دیدگاه های سیاسی حتی از برخی حامیان دولت نیز تندتر هستند و موضع شفاف و مثبتی به مواردی چون آزادی بیان ندارند . به نظر می رسد باید به زودی شاهد ائتلاف و نزدیکی میان گروه اصولگرایان حامی احمدی نژاد منهای مشایی و این گروه از اصولگرایان افراطی باشیم .

 گروهی دیگر از اصولگرایان منتقد دولت کسانی هستند که تقریبا از زمان معرفی کابینه نهم انتقاد از برخی مواضع احمدی نژاد و دولتش انتقاد کردند . عماد افروغ و محمد خوشچهره در مجلس هفتم از نمادهای این گروه از اصولگرایان بودند که اکنون نیز برخی از آنان معتقدند تعدادی از اطرافیان دولت اساسا اصولگرا نیستند و نباید آنان را اصولگرا خواند . در مجلس هشتم نیز علی مطهری را می توان نماد اصولگرایی منتقد خواند . آنان همین انتقاداتی که نسبت به اطرافیان احمدی نژاد دارند به خود احمدی نژاد نیز وارد می کنند و می گویند احمدی نژاد همان مشایی است و مشایی همان احمدی نژاد است . این گروه از اصولگرایان نسبت به آزادی بیان و مطبوعات نیز حساس هستند و از آن به شدت دفاع می کنند . این گروه که در میان افکار عمومی و نخبگان به عنوان اصولگرایان معتدل شناخته می شوند در انتخابات ریاست جمهوری دهم معتقد بودند که باید فردی از اصولگرایان غیر از احمدی نژاد نامزد شود که هم اصولگرا و ولایتمدار باشد ، هم برنامه محور و البته مدعی بودند این امر سبب خواهد شد اصلاح طلبان نیز چهره های اصلی خود چون خاتمی یا موسوی را به عرصه انتخابات نفرستند . علی مطهری بارها گفته است که رایزنی هایی کرده بود تا در صورت معرفی نامزدی چون علی اکبر ولایتی از سوی اصولگرایان ، خاتمی نیز نامزد نشود وتلاش کند تا موسوی نیز به عرصه نیاید . از دید این گروه از اصولگرایان معرفی یک نامزد برنامه محور و واقعا اصولگرا و معتدل از سوی اصولگرایان می توانست از اساس سبب بروز وحدت در کشور شود و بسیاری از اتفاقات بعدی نیز هرگز رخ نمی داد .

 در مجموع به نظر می رسد اکنون اصولگرایان به 5 گروه تقسیم شده اند . 5 گروهی که تنوع فکری در میان آنان چنان زیاد است که حتی برخی از آنها را نمی توان اصولگرا خواند . تجدیدنظر طلب ها یا همان "حامیان احمدی نژاد بعلاوه مشایی "، حامیان "احمدی نژاد منهای مشایی "، "راست سنتی "، ا"صولگرایان افراطی "و ا"صولگرایان معتدل "5 گروهی هستند که به نظر می رسد از این پس نقش اصلی را در صحنه سیاسی ایران ایفا خواهند کرد .


http://shafaf.ir/fa/pages/?cid=34195

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد