اخیرا بر خلاف عرف رایج مربوط به انتشار اسناد در کشور های آمریکا و انگلستان که معمولاً بعد از تقریباً 50 سال به انتشار اسناد خود می پردازند، اسنادی از دستگاه های امنیتی ایالات متحده آمریکا توسط سایتی به نام «ویکی لیکس» منشر شده است.
در مورد ایران، مطالب متنوع و زیادی در این منابع منتشر شده است؛ از موضع
کشور های عربی و امریکا و اروپایی ها علیه ایران تا مسائل داخلی
ایران؛مثلاً اینکه کشور های منطقه موافق بوده اند که به ایران حمله نظامی
بشود.اینکه امریکا به دنبال تغییر حکومت در ایران است و غیره.
4 درصد کل این اسناد درباره ایران است و تعداد 9898 سند را شامل می شود ،
بررسی های بیش از 250 هزار سند در دست ویکی لیکس نشان داده که بیشترین
اسناد از وزارت امور خارجه ایالات متحده درز کرده و نمایندگی های
دیپلماتیک آمریکا در آنکارا، بغداد و توکیو در رتبه های بعدی قرار دارند.
درباره کل اسناد موجود درباره ایران (9898 سند) باید گفت وزارت امور خارجه
ایالات متحده با درز 17 درصد کل اسناد از این وزارت خانه همچنان رکورد دار
است. نمایندگی های این وزارت خانه در بغداد (7 درصد)، توکیو (5 درصد)،
آنکارا – کابل – پکن و مکزیکو سیتی (هرکدام 4 درصد) در رده های بعدی قرار
دارند که ابتدایی ترین تحلیل حکایت از درز بیشترین اسناد از کشورهای
همسایه ایران دارد.
در مورد علت انتشار این مطالب فرضیه هایی را می توان مطرح کرد:
1- این سایت و متولیان آن توانسته اند به اسناد سری نهاد های امنیتی آمریکا دست بیابند و آنها را منتشر کنند.
2- افرادی از داخل نهادهای امنیتی به طور ناشناس آنها را در اختیار این سایت قرارداده اند.یعنی به نوعی جاسوسی کرده اند.
3- افرادی از داخل نهاد های امنیتی در ازاء پول آنها را در اختیار این سایت قرار داده اند.
4- افرادی توانسته اند به اسناد سری دست بیابند و آنها را در اختیار این سایت قرار دهند.
5- خود نهاد های امنیتی آمریکا با هماهنگی با دستگاه دیپلماسی آمریکا آنها را در اختیار این سایت قرار داده اند.
6- خود نهاد های امنیتی آمریکا بدون هماهنگی با دستگاه دیپلماسی آمریکا آنها را در اختیار این سایت قرار داده اند.
هر کدام از فرضیه های فوق جای بررسی و جستار دارد. اما در این مورد نتیجه
همه این ها این است که این اسناد و مطالب منتشر شده است و سوال این است
که موضع کشور ها و دستگاه های دیپلماسی و نهاد های داخل کشور ها در قبال
آنها چه باید باشد؟ این سوالی جدی در این زمینه است و پاسخ آن تاکتیک نهاد
ها و کشور ها را در قبال همدیگر جهت می دهد.مواضع احتمالی به شرح زیر می
توان گفت:
1- جدی دانستن آنها در نظر و عمل
2- جدی نگرفتن این اسناد و ادامه روند سابق در نظر و عمل (در سیاست های اعلامی و سیاست های اعمالی)
3- جدی نگرفتن آنها در نظر و جدی قلمداد کردن آنها در عمل( در نظر آنها را رد و در عمل آنهاد را جدی بگیریم)
4- جدی گرفتن آنها در جهت شناسایی اهداف و لایه پنهان و پشت پرده آنها
با بررسی دقیق در مورد موضوعات مطرح شده، کشورهای درگیر و نهاد های نام
بذرده شده(انجام تحقیق هایی در مورد آن و جمع بندی آنها به صورت همه جانبه
و طراحی استراتژی و تاکتیکهای لازم برای دستگاههای مرتبط)
پیش فرض این چهار موضع گیری موراد نکات است:
1- در مورد موضع اول: این اسناد واقعی هستند و در نظر و عمل باید در قبال آنها در سیاست های نظری و اعمالی موضع جدی داشت.
2- در مورد موضع دوم :این اسناد واقعی نیستند و سیاست و روند سابق و
گذشته در نظر و عمل دنبال شود و این اسناد تغییری در آنها ایجاد نمی کند.
3- در مورد موضع سوم:در ظاهر آنها را جدی نمی گیرد و لی در عمل به مفاد این اسناد توجه می کند.
4- در مورد موضع چهارم:انجام بررسی دقیق در مورد عوامل ، اهداف و
موضوعات مطرح شده با طراحی یک تیم پژوهشی و استخراج نتایج برای مواجهه با
آنها.
به نظر می آید هر کدام از مواضع طرفدارانی داشته باشد اما نظر نگارنده در این زمینه این است که به شرح ذیل می آید:
در منابع دینی زمانی با خبری مواجهه می شویم که درباره صحت آن یقین نداریم
و منبع آن هم یک نفر است و به منبع آن هم اطمینان نداریم ، گفته می شود
این خبر، خبر واحد است. در قبال این خبر واحد باید علامت سوال گذاشت و بعد
با بررسی دقیق حقیقت موضوع را کشف کرد. در حوزه سیاست کارها و اقدامات،
چند لایه هستند و رسیدن به کنه ماجرا و واقیت کاری مشکل است.اما از آنجا
که حوزه سیاست با منافع و مصالح جمعی در تعامل است و این حوزه از امکانات
و قدرت لازم برای تحقیق و بکارگیری نیروی لازم جهت کشف واقعیت برخوردار
است، لذا باید در این زمینه، مساعی خود را با تدبیر لازم بکار بگیرد و
برگه های از حقیقت این کار(مثل عوامل، اهداف و مقاصد) وموضوعات و مباحث
مطرح شده کشف کند. در قبال اسناد ویکی لیکس بحث سندی بودن آنها اهمیت
بررسی را مضاعف می کند.
نکته ای که باید اضافه شود این است که انتشار این مطالب در قالب سند، به
نظر می آید نشان از یک رویکرد جدید در ارتباطات بین الملل و جنگ ها و
تبلیغات روانی است. در مقابل آن کشور ها باید خیلی مواظب باشند چرا که هم
این مطالب می تواند درست باشد و هم نباشد.از آنجا که دارای نکاتی هستند
قابل توجه هستند ولی از آنجا که تمامی اسناد چاپ نشده است ممکن است بخشی
از یک واقعیت باشد و نه کل آن.
*دکتری علوم سیاسی
http://www.ayandenews.com/news/22901/