آیا این منشور وحدت میآورد؟
اعلام یک سری اصول کلی، بدون این که مشخص شود ساز و کار تصمیمگیری میان اصولگرایان چیست، انضباط تشکیلاتی آنان چگونه حفظ خواهد شد و مرجع و سخنگوی نهایی این جریان کیست؛ چگونه میتواند آشفتهبازار فعلی را ساماندهی کند؟
به گزارش فرارو؛
منشور اصولگرایی سر انجام پس از کش و قوسهای فراوان منتشر شد و به
انتظار نزدیک به دو ماهه فعالین جریان اصولگرایی و ناظران سیاسی پایان
داد. متنی که قرار بود هفته پیش منتشر شود، اما کمتر از 24 ساعت پس از
اعلام خبر انتشار آن، ابوالحسن نواب از اعضای جامعه روحانیت مبارز گفت این
منشور فعلا منتشر نمیشود.
اینک احمد سالک که ظاهراً پس از خبر
هفته گذشته تلفن همراه خویش را خاموش کرده بود، این تلفن را روشن کرد تا به
خبرگزاری کار ایران بگوید منشور اصولگرایی که با استفاده از وصایای امام و
مطالبات رهبری تدوین شده و سمت و سوی آن رشد «بصیرت، وحدت و حکمت و
واقعبینی» است. سالک میگوید بیش از 16 جلسه کارشناسی برای تدوین این
منشور برگزار شده است.
پس از گذشت دو ماه از زمانی که امضای سران
جامعتین، آیتالله مهدوی کنی و آیتالله یزدی بر بیانیهای 8 مادهای نشست،
اینک منشور اصولگرایی با ابتنا بر چهار اصل «اسلام»، «جمهوری اسلامی
(قانون اساسی)»، «خط و سیره امام» و «ولایت مطلقه فقیه» و با اعلام 12 شاخص
منتشر شده است.
اخبار قبلی حکایت از آن داشت که نظر همه گروههای
اصولگرا برای تدوین این منشور جلب شده است. گفتنی است که اشخاص و گروههای
مختلف به استثنای حمید رسایی که سپردن ابتکار عمل به جامعتین را اقدامی
برای تضعیف جلسات احمدینژاد با جامعتین میدانست مهر تاییدات مداوم خود را
بر این اقدام میزدند.
اگرچه برخی انتشار منشور اصولگرایی را
زمینهای برای ائتلاف در انتخابات مجلس میدانستند، برخی نظیر محمدجواد
ابطحی، نماینده مردم خمینیشهر معتقد بودند اثرات وحدت چیزی بیش از
انتخابات مجلس شورای اسلامی است و همین که اصولگرایان مجلس هم اینک
بتوانند مواضع یکپارچهای اتخاذ کنند خود توفیق بزرگی است.
منشور
اصولگرایی با بیان کلیاتی درباره ارزشها و شاخصهای اصولگرایان منتشر
شده تا باور کنیم این منشور بر اساس حداقلها نوشته شده است. به عنوان مثال
پیش از تدوین منشور چهرههایی مانند حسین ابراهیمی اعتقاد داشتند باید
تجربه هیئت داوری فراکسیون اصولگرایان مجلس، در خارج از مجلس نیز تجربه
شود.
این عضو جامعه روحانیت مبارز، تشکیل هیئت داوری اصولگرایان
را ضمانت اجرای تحقق منشور اصولگرایی میدانست و اعتقاد داشت: «اعضای این
هیات داوری باید افراد متشخص اصولگرا باشند که مقبولیت دارند و به عنوان
داور و شخصیتهایی که همه ابعاد را می نگرند بتوانند درباره حضور یا اخراج
افراد از دامنه اصولگرایی اعلام نظر کنند». البته نظر وی مخالفانی هم داشت.
از جمله مریم بهروزی معتقد بود که این کار به تنگ کردن دامنه اصولگرایی
میانجامد و مانع از سیاست جذب حداکثری در میان اصولگرایان میشود.
یکی
دیگر از مسائلی که در منشور خودنمایی میکند جای خالی نهادها و ساز و
کارهاست. منشور اصولگرایی چگونه میخواهد به ایجاد وحدت در میان
اصولگرایان کمک کند؟ آیا مکتوب کردن اصولی که جریان های مختلف اصولگرا
پیش از این و به مناسبتهای مختلف از آن سخن گفته بودند و آن را مطرح کرده
بودند برای این مهم کافی است؟
به عنوان مثال جامعه اسلامی مهندسین،
ایده کنگره اصولگرایان را در سر میپرورانید. غلامحسین امیری، قائم مقام
این تشکل تاثیرگذار در این خصوص اظهار داشته بود: «برگزاری کنگره بزرگ
اصولگرایان می تواند گام مهمی در حل مرافعه ها و رسیدن به یک استراتژی مشخص
میان اصولگرایان باشد». اما اینک اعلام یک سری اصول کلی، بدون این که مشخص
شود ساز و کار تصمیمگیری میان اصولگرایان چیست، انضباط تشکیلاتی آنان
چگونه حفظ خواهد شد و مرجع و سخنگوی نهایی این جریان کیست؛ چگونه میتواند
آشفتهبازار اصولگرایی را ساماندهی کند؟
آنچه از نگارش منشور و
تاخیرهای آن برمیآید این است که نویسندگان اگرچه با تانی تمام، وجیزهای
را نوشتند که هیچ گروهی از اصولگرایان از آن ناراضی نباشد، اما تبدیل به
ابزاری جدید برای تشدید تفرقه در میان اصولگرایان خواهد شد. اگر تا دیروز
هر کسی از ظن خود یار اصولگرایی میشد و با برچسبهای مختلف نظیر
اصولگرایی نقابدار و اصول گرایی ناباب دیگران را طرد میکرد، اینک ممکن
است هر اصولگرایی به تنهایی مرجع تفسیر این متن شود و دیگران را از بازی
به در کند؟!
http://www.fararu.com/vdceen8p.jh8pei9bbj.html