نارنج سبز سیاسی اجتماعی تحلیلی

بررسی مطبوعات و نشریات فارسی زبان

نارنج سبز سیاسی اجتماعی تحلیلی

بررسی مطبوعات و نشریات فارسی زبان

مجله علما در زمانی که روزنامه نگاری را حرام می دانستند - آینده ن

صد سال قبل دراوج دعواهای مشروطه، جریان متحجر در حوزه‌های علمیه که ورود به مسایل اجتماعی و موضوعات روز را خلاف شرع می دانست، با پدیده‌ای جدید مواجه شد، محله‌ای که از سوی علما وفقهایی شاخص منتشر شده بود و سرسلسله آن آخوند خراسانی یکی از بزرگترین علمای دینی در سده‌های اخیر بود، در این مجله رگه‌های آشکاری از تسامح دینی در برابر سایر تفکرات و سلیقه‌ها را می توان یافت...


با فعال شدن آستان مقدس امیر مومنان(ع) در نجف، مجموعه یک مجله نفیس مربوط به صد سال پیش که در نجف منتشر می شد و تا ژاپن و آمریکا هم می رفت، منتشر کرده است.

«مجله العلم» ماهنامه‏اى است که در سال‏هاى 1910 ـ 1912 میلادى برابر با 1328 ـ 1330 ه . ق به همت علامه سید هبة الدین شهرستانى در نجف اشرف منتشر مى‏شد. این مجله که تنها نمونه‏اى از مجلات منتشره در این شهر علم و ادب و فرهنگ است، اخیراً به همت کتابخانه حرم علوى (روضه حیدریه) تحت عنوان «سلسله نشریات نجف اشرف» در دو جلد وزیرى به زیور طبع آراسته شده است.

 به گزارش خبرنگار فرهنگی «آینده»، به نقل از سایت حجت الاسلام ورعی، علامه شهرستانى  نقش مؤثری در نهضت فکرى، فرهنگى و سیاسى عراق و نیز انقلاب مردم عراق بر ضد استعمار انگلیس در سال 1920 داشته است.

 مجله «العلم» نخستین مجله عربى عراق بعد از انقلاب مشروطه عثمانى و سومین مجله نجف اشرف بعد از دو مجله فارسى «الغرى» و «درّة النجف» بوده که اولى در سال 1327 و 1328 ه .ق پس از دو شماره، و دومى در سال 1328 ه .ق پس از انتشار دوازده شماره متوقف شدند.

  علامه شهرستانى که از شاگردان برجسته آخوند ملامحمدکاظم خراسانى بود، در این مجله به انعکاس افکار و نظریات اصلاحى استادش پرداخت و سعى بلیغى در مبارزه با جمود و تحجّر فکرى و دینى نمود، مبارزه با کسانى که روزنامه‏نگارى را تحریم و آن را از امور زیانبار مى‏دانستند. مجله «العلم» مطالب متنوع و اخبارش را از منابع گوناگون گرفته و در اختیار خوانندگان قرار مى‏داد.

      نشریات و روزنامه‏هاى عربى در مصر و امریکا و کشورهاى دیگر از جمله منابعى بود که «العلم» مطالبى را از آنها براى خوانندگانش گلچین کرده و منتشر مى‏کرد. علامه شهرستانى در مقاله‏اى اهمیت کار خود را این چنین توصیف کرده:

  «چه فضل و شرافتى با نشر دانش صحیح و معارف سودمند و دین استوار... و تهذیب نفوس و زنده کردن قلب‏ها و به حرکت درآوردن آنها به سوى ارزش‏ها... و آگاه ساختن جاهلان و بیدار کردن خفتگان، حفظ حقوق و نگاهبانى از وطن برابرى مى‏کند! و به خاطر این آرمان و شرف بزرگ است که بزرگان و دانشمندان و صاحب شهامت و حرارت دینى و شجاعت ادبى مانند دو عالم نامور سیدجمال الدین اسدآبادى و شیخ محمد عبده، مفتى سرزمین مصر متصدى حرفه روزنامه‏نگارى مى‏شوند.»

 این مجله محدود به شهرهاى عراق نبوده و از شرق به ژاپن و از مغرب تا آمریکا رسیده بود و در آن زمان تیراژش به هزار نسخه مى‏رسید. علامه شهرستانى مجموع کارهاى مجله را به تنهایى انجام مى‏داد، در حالى که انتشار مجله‏اى ماهیانه نیازمند مؤسسه‏اى با کارکنان متعدد است. از همین رو، پس از دو سال انتشار به خاطر دشوارى‏هاى فراوان متوقف شد.

   محور نخست فعالیت مجله «العلم» ارشاد و راهنمایى خوانندگانش در زمینه‏هاى مختلف فکرى و فرهنگى و پیشرفت‏هاى داخل و خارج عراق بود. محور دوم، پرداختن به مناقشات و مباحثات فکرى مانند: نقد تفکر مستشرقین، استبداد در دو نظام سیاسى عثمانى و قاجار و نقش استعمار و تأکید بر راه‏هاى پایان دادن به محنت مسلمین از طریق انجام اصلاحات و فشرده کردن صفوف مسلمانان.

   هدف مجله از فعالیت در دو محور فوق بیدار کردن مسلمانان و دعوت آنان به قیام براى اصلاح بود. مجله «العلم» هم‏چنین به معرفى نشریات دیگر در بلاد مختلف مى‏پرداخت و خلاصه‏اى از اخبار و مطالب آنها را براى خوانندگانش منتشر مى‏کرد.

   * اینک مرورى بر برخى از مطالب سودمند و جالب توجه مجله «العلم»:

   دیدگاه آخوند خراسانى درباره حکماى فرنگ در نخستین شماره مجله «العلم» متن سؤالى از سوریه به تاریخ هشتم محرم الحرام 1328 ق خطاب به آخوند خراسانى منتشر شده،

   چکیده نامه بدین شرح است:

  «نظر حضرت حجة الاسلام و رئیس شیعه ـ ارواحنا فداه ـ درباره حکماى فرنگ و دیگرانى که به عقائد پنجگانه زیر ایمان دارند، چیست؟

   1. خداوند آفریننده جهان و یکتایى است که شریک ندارد و در عبادت توجه به غیر او روا نیست.

   2. تثلیث و اقانیم نصارا مطلبى است که عقل و کتب برحق آسمانى آن را برنمى‏تابند، یا نسبت به آن ساکت‏اند یا بر بطلان آن گواهى مى‏دهند.

   3. محمد(ص) مانند عیسى و موسى پیامبر خداست و خداوند به او مانند پیامبران دیگر وحى نمود و او را جز خداوند براى هدایت خلق نفرستاد.

   4. کتاب محمد به نام قرآن برترین کتب موجود آسمانى و غنى‏ترین آنها از نظر علوم حقیقى و قوانین صحیح موافق با تمدن صحیح است.

   5. شریعت محمد یعنى اسلام برترین ادیان موجود و متناسب‏ترین آنها با نظام اجتماعى و کارآمدترین آنها در تهذیب نفوس و تکمیل اشخاص است.

   به رغم اعتقاد آنان به امور یادشده، به دو دلیل ما آنان را در زمره مسلمانان نمى‏دانیم:

  ـ نخست اینکه، برخى از کراماتى را که ما بدان معتقدیم، قبول ندارند جز معجزه پیامبران

   و دیگرى، تسامح آنان در فروع و عدم التزامشان به اعمال شرعى اعم از شریعت ما و شرایع پیشین.

    آیا عقاید پنجگانه فوق کافی است که ما آنان را مسلمان شمرده و پاک بدانیم و با ایشان معاشرت نموده و ازدواج کنیم و صرفاً احکام مسلمانان فاسق را بر آنان جارى سازیم؟»

 متن پاسخ آخوند خراسانى در شماره دوم مجله چنین است:

   «بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم لاشبهة فى اسلام من اظهر الشهادة بالعقائد الخمس المذکورة فى السؤال وصدق بالمعاد وسلم ان ماجاء به نبینا محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله، فهو من عنداللّه‏ ولو بتصدیق اجمالى، ولایضرّ اسلامه انکار خوارق العادات ماعدا الاعجاز الثابت حال الاعواز، ولایضرّ اسلامه ایضا مسامحه فى الفروع، وبمثل هذا الاکتفاء قامت دعائم الدین المبین، وقبل اسلام اکثر المسلمین قال اللّه‏ تعالی: (وَلا تَقُولُوا لِمَنْ أَلـْقى إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً). حرّره الاحقرالجانى محمدکاظم الخراسانى»

     به نام خداوند بخشنده مهربان شک و شبهه‏اى در اسلام کسى که شهادت به عقائد پنجگانه یاد شده در سؤال دهد و روز قیامت را تصدیق نماید و آنچه پیامبر ما محمد ـ که درود خدا بر او و خاندانش باد ـ آورده از جانب خداوند بداند هرچند تصدیق اجمالى نماید، وجود ندارد. و انکار امور خارق العاده جز معجزه‏اى که به هنگام بعثت پیامبران ارائه مى‏دهند، ضررى به اسلام او نمى‏زند، چنان که سهل‏انگارى در انجام فروع نیز لطمه‏اى به اسلام چنین شخصى وارد نمى‏کند. و اساساً پایه‏هاى دین مبین بر مثل همین مقدار اکتفاء بر صدق مسلمانى، استوار بوده و خداوند سبحان پیش از آنکه اکثر مسلمانان اسلام آورند، فرمود: به کسى که به شما سلام مى‏دهد (که نشانه ایمان آوردن اوست) نگویید که تو مؤمن نیستى (و تظاهر به ایمان و اسلام مى‏کنى.)

  

     سعه صدر و تحمّل علماى سلف نمونه دیگر مقاله‏اى است در شماره پنجم مجله پیرامون «حکم کردن به کفر مسلمان» و بیان اینکه تکفیر بى‏دلیل و حجت دیگران، از بدترین آثار استبداد است.

   در این مقاله سیره رسول خدا(ص) در برخورد با مسلمانان را حجتى بر همگان دانسته، آن‏گاه به روش علماى ربّانى پرداخته که از تکفیر دیگران به شدت پرهیز داشتند، با آنکه در عصر تابعین و عهد علماى ربّانى بحث و جدل در فروع و اصول دین، و گفت و شنود درباره آنها امرى رایج و در آزادى کامل و همراه با شجاعت و سماحت بوده، در حالى که نمونه آن را در دوره های متأخر مشاهده نمى‏کنیم.

 علامه شهرستانى در ادامه به نمونه‏هایى از نظرات علماى گذشته اشاره مى‏کند که به رغم اظهار چنین نظراتى، هرگز از سوى دیگران به خروج از دین یا عدالت و امثال آن متهم نشدند. مثلاً:

   ـ شیخ مفید «عالم ذّر» را انکار کرده و اینکه خداوند ارواح ر ا دو هزار سال پیش از اجسام آفریده است. وی ارواح را بر فرشتگان یا پیامبران و اوصیاى آنان حمل کرده است.

  ـ سیدمرتضى حضور على(ع) و ائمه دیگر نزد محتضر را انکار کرده و اخبار مربوطه را تأویل نموده، مبنی بر این که محتضر «آثار ولایت» آنان را مشاهده مى‏کند.

   ـ شیخ صدوق «سهو و نسیان» را بر پیامبر و اوصیاى آن حضرت تجویز کرده، «رجعت» را به قیامت تفسیر کرده است.

  ـ ملاخلیل قزوینى و سلطان العلماء «وجود جن» را بعد از پیامبر انکار کرده‏اند.

   ـ خواجه نصیرالدین طوسى مسأله «بداء» را انکار کرده است.

    نویسنده غرض خود را از ذکر نمونه‏هاى فوق، هشدار باش به کسانى دانسته که با کوچکترین بهانه‏اى افراد و حتى علما را به «خروج از دین» یا «عدالت» متهم مى‏کنند. شخصیت‏هاى بزرگ و مصلحان را به «بدعت‏گذارى در دین» متهم مى‏سازند. او در پایان همگان را به «سماحت» و «تأسى به سیرة علماى سلف» فرا مى‏خواند که به جاى ایرادگیرى و عیب‏جویى از گفتار یا کردار علماى بزرگ، آنان را در دفع شبهات از عقائد برحق یارى کنند، آیا دفع شبهات بدون غور و بررسى مسائل غامض علمى امکان‏پذیر است؟!

    از جمله مطالب سودمند دیگر این مجله مى‏توان به موارد ذیل اشاره کرد:

   ـ گسترش اسلام در بلاد مختلف در شمارگان متعدد مجله.

   ـ نامه مفصل سیدجمال‏الدین اسدآبادى به علمای نجف و تحریض آنان به مبارزه با استبداد ناصرى و ارائه راهکار براى دوره بعد از خلع وى، در شماره هفتم مجله.

  سید شبهه «وقوع هرج و مرج در ایران» را در صورت «خلع ناصرالدین شاه» نپذیرفته و پیشنهاد مى‏دهد که علماى بلاد از جانب رئیس الطایفه و فقیه القوم (مقصودش میرزا محمد حسن شیرازى است) به مردم ابلاغ کنند که خلع شاه برابر آن است که این دولت جائر و خارج از دین به دولت عادل شرعى تبدیل شود و به اُمرا دستور دهند که فرد عفیف و متدینى از فرزندان و برادران شاه را که رؤساى دین به ریاست او راضى شوند و قلوب مؤمنان از او متنفر نباشد، برگزینند و فرد برگزیده در حضور علماى طهران و در برابر مردم سوگند یاد کند که پس از تصدى حکومت از صراط حق و احکام شرع در زمینه‏هاى مالى و اجتماعى و مجازات‏ها و انچه مربوط به احوال رعیت مى‏شود، منحرف نشود و در بیت‏المال خیانت نورزد و هیچ قراردادى بدون نظر علماى عامل و آشنایان به سیاست الهى منعقد نسازد، به گونه‏اى که خادم شریعت محمدى و تنفیذ کننده احکام آن باشد.

    ـ متن فتواى علماى نجف (آخوند ملامحمدکاظم خراسانى، شیخ عبداللّه‏ مازندرانى و شیخ الشریعه اصفهانى) و علماى کربلا (سیداسماعیل بن صدرالدین عاملى و محمدحسین مازندرانى) و حکم به «وجوب وحدت مسلمانان» و پرهیز از عناد و دشمنى نسبت به یکدیگر و اتفاق کلمه براى حفظ اساس اسلام و یکپارچگى همه فرق و مذاهب اسلامى در برابر اجانب. (شماره دهم مجله به تاریخ ذى‏الحجة سال 1328 ق) و شبیه آن از علماى اهل سنت عراق (سال دوم، شماره پنجم).

  ـ تشریح فلسفه دفاع از بانک و تأسیس آن از سوى علما و توضیح این نکته که حکومت‏هاى اسلامى امروزه براى انتظام بخشیدن به امور مالى خود و استقلال از سلطه بیگانگان چاره‏اى جز تأسیس بانک ندارند، حتى اگر بانک‏ها تا حدى مبتلا به ربا باشند، براى آن امر اهمّ هر مقدمه‏اى ولو حرام مباح خواهد بود، هرچند بانک منافع فراوان حلال دارد. (سال دوم، شماره چهارم).


http://ayandenews.com/news/24229/

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد