در این حالت اگر از پائین ترین طبقان شروع به توزیع عادلانه ثروت کنید ، مثلن با برپا کردن مراکزی که در آن به مستضعفین واقعی خدمات رفاهی و بهداشتی و خوراکی میدهند شروع کنید و بخواهید فقر را ریشه کن کنید با بزرگترین مشکلی که روبرو خواهید بود این است که یک عده سودجو و مفت خور بلافاصله برای رسیدن به خدمات مفت و مجانی به سرعتی صد برابر مستضعفین واقعی عرصه را در دست گرفته و آنچنان جولان میدهند که دیگر در این مراکز خبری هم از مستحقین و مستضعفین واقعیه اینگونه خدمات به گوش هم نرسد و آنچه برجا میماند یک مرکز جدید تولید انگل و مفت خور خواهد بود .
حالا بیائید این بار این کار را از بالاترین طبقات جامعه شروع کنید ، بهتر خواهد شد ؟ البته که نه ، زیرا در این حالت هم ویژه خواران و رانت خواران فراوانی که اطراف همه سیاست مداران در هنگام انتخابات و سینه چاک دادن ها برای رای جمع کردن وجود دارند ، به سادگی و در کمال محق دانستن خویش ، حق خود را از این ثروت طلب میکنند و تا به خود بیائید خواهید دید توزیع ثروت از بالا هم نه تنها به جامعه کمک نکرد بلکه با ظهور نوکیسه های سیاسی و اقتصادی ، آن قسمت از خوش بین ترین افراد جامعه را هم به شما که مسئول توزیع عادلانه ثروت هستید بدبین خواهد کرد .
در عین حال به عقیده من حتی اگر این توزیع ثروت از طبقه متوسط جامعه هم که عمده آنها کارمندان دولت هستند نیز شروع کنیم و به تقویت آنها بپردازیم باز هم نه تنها موفق نخواهیم بود بلکه روز به روز شاهد رشد قارچ گونه کارمندان بیکار و بی مصرفی خواهیم بود که تنها به حقوق میاندیشند و به هر ترفند که بشود خود را بر گرده دولت وبال خواهند کرد تا از این خان مفت و مجانی و تضمین شده دولت سوء استفاده کنند .
پس چه باید کرد ؟ براستی چه باید کرد ؟
به عقیده این حقیر به جای جابجا کردن سمت و سوی تزریق و توزیع ثروت از بالا به پائین و بالعکس که هر کدامش به گونه ای متفاوت شعار انتخاباتی سیاسیون در دوره های مختلف بوده و خواهد بود بیائیم و به هر طریق که شده فرهنگ این جامعه بیمار را عوض کنیم .
به عقیده من به جای اینکه بیائیم و هر روز شعارهای ناممکن جدید بدهیم ابتدا به ساکن ، بر این مسئله کار کنیم که :
ملتی که مفت خوری ، رانت خواری ، ویژه خواری ، تنبلی و بیکاری و بی عاری را فضیلت میداند هرگز نمیتواند از این همه سرمایه و ثروت های خدادادی که هیچ مملکت و کشوری نظیرش را ندارد درست استفاده کند و روز به روز به جای پیشرفت به افلاس و بیچارگی و ندامت بیشتر میرسد .
پس براستی چه باید کرد ؟
آری باید ابتدا از خود شروع کنیم و سپس به علاج این درد بزرگ در مقیاس بزرگ بیندیشیم که تا این درد با ماست باید هماره بگوئیم :
از ماست که بر ماست