وضعیت فعلی تونس، وضعیتی برای رهایی از فشار است، نه وضعیتی برای بهبود و پیشرفت در حالت عادی و طبیعی. هر چند این روند ممکن است به شکست بینجامد. یعنی مطالبات حداکثری خود را برآورده نکند..اتفاقاتی که بعد از فرار حاکم تونس برای خانواده و نزدیکان به او روی داد، نشان از بغض و عصبانیت این مردم داشت که با فشار هایی که در مدت 23 سال به آنها وارد شده، جمع شده بود
از لحاظ تاریخی با رجوع به اندیشه ها و واقعیتهای تاریخی و سیاسی، امروزه
مشارکت گسترده مردم در مسائل سیاسی و اجتماعی بحثی اجتناب ناپذیر شده و
روزبروز گسترده تر و نهادینه تر می شود و به عبارتی می توان گفت یک "جبر
تاریخی" است که با گذر زمان عمومیت آن بیشتر و عمق آن گسترده تر می شود. هر
چند این روند که در برخی جاها از جمله در شرایط فعلی تونس متبلور است،
ممکن است به شکست بینجامد. یعنی مطالبات حداکثری خود را برآورده نکند. مثل
جریان مشروطه ایران در سال1285 ش که به شکست انجامید اما این مسیر مشارکت
خواهی، مسیری بی بازگشت و اجتناب ناپذیر است و تجربه بعد از شکست و ناکامی
هم خود نوعی پیروزی است و اهداف رو به جلوی خود را محقق می کند.
یک دیکتاتور رفت، همه شان رفتنی هستند
نکته شایان توجه این است که جوامع و دولت ها باید خود را در مسیر مشارکت
خواهی مردم، روزآمد کنند و این مهم از طریق نهادسازی و ایجاد نهادهای علمی و
بها دادن به حوزه علوم انسانی میسر می شود تا بدانند مردمشان دقیقاً
خواهان چه چیز هستند و متناسب با نیاز و خواسته آنها مشارکت خواهی آنها را
جواب بدهند. در این میان سهم نخبگان فکری و اندیشمندان در پیشبرد علمی و
مناسب این خواسته خیلی مهم است.
وضعیت فعلی تونس، وضعیتی برای رهایی از فشار است، نه وضعیتی برای بهبود و
پیشرفت در حالت عادی و طبیعی. در وضعیتی که تمام کشورهای منطقه و اطراف
تونس مثل لیبی، الجزایر، مصر، عربستان و غیره همه مستبد و دیکتاتور، وابسته
به غرب و «سکولار» هستند و هرگونه آزادی سیاسی را مانع می شوند، بعید است
با دخالت هایی که آنها انجام خواهند داد، چنین جریانی به سرنوشتی مطلوب
منجر شود. اما نکته اندیشه ای این است که جریان های آزادی خواهانه انقلابی،
عموماً خود حادث می شوند و اختیاری نیستند. زمینه و شرایط بروز آنها موجود
است که به علاوه عوامل تشدید کننده به وقوع می پیوندند. البته نقش عوامل
ارادی و انسانی در تحقق این خواسته در قالب جریان انقلابی بی تأثیر نیست.
ولی رهایی از وضعیت سخت در قالب مقوله ای اجتماعی، امری ارادی نیست، هرچند
اراده ها هم در آن می تواند تأثیر داشته باشد.
اتفاقاتی که بعد از فرار حاکم تونس برای خانواده و نزدیکان به او روی داد،
نشان از بغض و عصبانیت این مردم داشت که با فشار هایی که در مدت 23 سال به
آنها وارد شده، جمع شده بود .نشانه های این عصبانیت را با تهاجمی که به
خانه ها و نزدیکان و گروه منتسب به حکوت قبلی شد، می توان مشاهده کرد.در
این جریان به خانه ها و محل های منتسب به حکومت قبلی از جانب مردم حمله شد و
اموال آنها غارت شد. حتی در کابینه ای که تشکیل می شود، چون تعدادی از
وزرای قبلی هستند، مردم اعتراض می کنند و به خیابان ها می آیند.
از جمله نکات قابل توجه در مورد جریان تونس بر عکس همه انقلاب ها، فقدان
رهبری است که موضوعی مهم در این رابطه است. شاید رهبر آنها در یک تعبیر،
همان فردی باشد که خود را سوزانده بود و منشأ تحرک شده بود ولی این معنای
رهبر نیست، بلکه عامل و انگیزه است.به نظر می آید جریانهای اجتماعی با هر
گونه تقاضا دیگر رهبر ندارند. یعنی یک نفر به جای تعدادی تصمیم نمی گیرد.
هر چند سخنگو دارند، اما این سخنگو نماینده ای است که سخن آنها را می گوید و
البته این جریان هم فعلاً سخنگو ندارد.
در این جریان تا به حال از نماد هایی مثل روبوسی با نظامیان و دادن گل به
آنها و به دست گرفتن نان و ارائه پلاکاردهایی علیه دولت قبلی و شعار هایی
در حمایت از تونس با روح و جان استفاده شده است.
باید دید سرنوشت این جریان عمومی در تونس با حساسیت هایی که کشورهای اطراف
تونس و کشور های غربی به آن دارند به کجا منتهی می شود. آینده برای مردم
تونس با توجه به وضعیت منطقه، سخت و دشوار است که در نهایت به چه نوع نظامی
راضی بشوند و چه نوع افرادی در این حکومت حاکم شوند. آیا این جریان باعث
تحول در منطق قدرت در نظام تونس می شود؟ آیا استقلال را برای این مردم به
ارمغان می آورد؟ آیا مردم در حکومت تونس سهیم می شوند؟ آیا تحولات به گونه
ای رقم خواهد خورد که دیگر به متولیان احساس خودکامگی دست ندهد و از مردم
تونس بترسند که آنها را برمی دارند، حتی اگر 23 سال حکومت کرده باشند؟آیا
نظام های منطقه و غربی ها در اوضاع تونس دخالت نمی کنند؟ و...
http://ayandenews.com/news/24241/