محسن شورگشتی کارشناس کنترل ترافیک هوایی نوشته است:
باز هم سانحهای تلخ به وقوع پیوست و غم و حزنی جانسوز را بر دلها حاکم کرد. چندین سال است که اینگونه میشود! چند نفر از عزیزانمان را در سانحهای هوایی از دست میدهیم، چند روزی را با اخبار و تحلیلهای گوناگون دربارهی چگونگی بروز حادثه و همچنین دلایل احتمالی آن سپری میکنیم و پس از آنکه اندکی غبار زمان بر امور نشست، «فراموشی» در دسترس ترین مأوایی بوده است که خواسته و ناخواسته به دامان آن پناه بردهایم. که البته این است بزرگترین تقصیر ما!
در هر سانحهی هوایی، حداقل دو موضوع ایرانیان را به خود مشغول میکند، اول دل ما ایرانیان است که در غم از دست دادن عزیزانمان حزنآلود و اندوهناک است و دوم ذهنها و زبانهای ما هستند که هر یک به گونهای در بررسی دلایل رخداد سانحه و تعیین مقصر یا مقصران آن فعالیت میکنند.
با بررسی ترکیب و ساختار ناوگان هوایی کشور و همچنین مطالعهی سوانح رخ داده در ایران و مقایسهی آنها با دیگر کشورهای جهان، چند نکتهی مهم جلب توجه میکند:
در این یاداشت نه قصد آن دارم که پیش از نهایی شدن بررسی سانحهی اخیر که در ارومیه رخ داد، دربارهی چگونگی و دلایل آن سخن برانم و نه اینکه بر آنچه در سالهای گذشته رفته است، تحلیل و تفسیری بنویسم. بر این باورم که مهمترین و ضروریترین موضوعی که در شرایط کنونی شایستهی توجه است، پیشگیری است، آری! پیشگیری از وقوع سوانح هوایی. بر اساس همین باور است که هر نوع تصمیم، منش و رفتار خردمداری را که منجر به الزام مسئولین ذیربط به انجام اقداماتی در جهت بهبود وضعیت موجود و تقویت عوامل پیشگیرانه در قسمتهای مختلف سامانهی هوانوردی ایران شود را دارویی شفابخش و ضروری برای زخمهای گوناگون موجود در صنعت حمل و نقل هوایی می دانم. در همین راستا در این یادداشت برخی مسایل پیرامون عامل اصلی مدیریت جریان ترافیک هوایی و برقراری ایمنی بین پروازها یعنی کنترل ترافیک هوایی و کنترلرها را مطرح میکنم.
خبر ناخوشایند اینکه متأسفانه تاکنون کم نبوده سوانح هوایی که درآنها دو هواپیما با یکدیگر برخورد کرده است. این فجایع غم انگیز هم بر روی زمین و در محوطهی فرودگاه رخ داده است ( به عنوان نمونه سانحهی دلخراش جزایر قناری در سال 1977 بین دو فروند هواپیمای بویینگ 747 که در آن 583 نفر جان باختند) و هم در آسمان بیکران و در مسیرهای هوایی. تاکنون بیش از 70 مورد تصادم بین دو هواپیما در آسمان به وقوع پیوسته است که حدود نیمی از این برخوردها بین هواپیماهای مسافربری بوده است. سابقهی برخورد دو هواپیمای مسافربری با یکدیگر در پهنهی آسمان آبی به سال 1922 بر میگردد که در آسمان فرانسه به وقوع پیوست. در آن حادثه 7 نفر جان خود را از دست دادند. اما غمانگیزترین چنین اتفاقاتی در سالهای اخیر رخ داده است که چند نمونه از آنها در ذیل میآید؛
***
پسرم عزیزم و دختر دلبندم! به دلیل همین اتفاقات است که ما متهمیم!
ما متهمیم برای تمام آنچه که میدانستیم و نگفتیم. ما متهمیم برای آنکه انتظار داشتیم آنچه را که در تخصص ماست، دیگران هم بدانند و درک کنند، بدون آنکه ما چیزی بگوییم!
فرزندان عزیزم!
من هر روز و شبی که مشغول به کار کنترل ترافیک هوایی هستم، در یک ساعت گاهی 40 و گاهی هم 140 پرواز را مواظبت میکنم و آنها را از هم جدا میکنم.
شما و همهی هم نسلان شما ممکن است در آینده از من و همهی همکاران من بازخواست کنید که چرا آنچه را که میتوانست با گفتن ما حل شود، نگفتیم! بر اساس همین بازخواست شما است که این مطلب را مینویسیم تا در آینده مقصر نباشیم، این همان گفتنی است که باید سالها و ماهها پیش از اینها میگفتیم.
ما متهمیم، اما تاکنون مقصر نبودهایم! طی بیش از نیم قرنی که کار مراقبت از پروازها را در آسمان بیکران ایران به عهده گرفتهایم، هیچ گاه مقصر نبودهایم. چون وظیفهمان را که همانا پیشگیری از برخورد هواپیماها با یکدیگر است به خوبی انجام دادهایم. این نه ادعای ماست به عنوان کنترلرهای ترافیک هوایی، که سخنی است بر اساس رأی و نظر کارشناسان و متخصصین صنعت هوانوردی و مسئولین مجامع قضایی و دادگاهی که رسیدگی به پروندههای مرتبط را به عهده داشتهاند.
تا کنون مقصر نبودهایم چون شب و روز، در گرما و سرما کوشیدهایم تا بر نبود تجهیزات مدرن غلبه کنیم و با مهارت و شایستگی قابل تحسین، ایمنی و آرامش آسمان ایران را زبانزد متخصصان صنعت هوانوردی در کشورهای منطقه سازیم.
اما هنوز متهمیم!
متهمیم چون میدانستیم که برقراری جداییهای استاندارد بین چندین هواپیمای غول پیکری که با حداقل سرعت 700 کیلومتر بر ساعت در رفت و آمد هستند و جلوگیری از تصادم بین آنها نیازمند ذهنی است آرام و فارغ از هر دغدغه. ذهنی که ما کنترلرها در آغاز دارای آن بودیم ولی باگذشت زمان و بر اثر استرسهاس شدید و فشار کار بالا و عدم رفاه، کمکم تبدیل به ذهن شخصی شد که کارهای زیادی میتوانست و باید انجام میداد ولی آن کارها کنترل ترافیک هوایی نبود!
ما متهمیم چون میدانستیم شیفت شب، آن هم در حرفهای که همه استرس است و مسئولیت، جسم را ضعیف میکند، بیماریهای قلبی- عروقی ایجاد میکند، به دستگاه گوارش آسیب میزند، سیستم عصبی را دچار اختلال میکند، بر روابط خانوادگی و اجتماعی فرد تأثیرات منفی میگزارد و از همه مهمتر اینکه میدانستیم این همه را با مبلغ 6000 (شش هزار) تومان نمیشود جبران کرد!
به روشنی میدانستیم که این بیماریها جدیتر از آن هستند که فقط بر روی کاغذ بیایند و در آمار و گزارشها کاربرد داشته باشند، حتی آن هنگام که سه نفر از اساتید و همکاران گرانقدرمان را بر اثر همین عوارض و بیماریها از دست دادیم. آن زمان هم نگفتیم آنچه را که باید! و به این خاطر هنوز هم متهمیم!
از اولین روزی که وارد این حرفه شدیم، اساتیدمان به ما آموختند که باید خود را برای پذیرش مسئولیتی بسیار عظیم و خطیر آماده کنیم. مسئولیت کنترل رفت و آمد چندین هواپیما در فضایی محدود و در مدت زمانی اندک. هر چه زمان بیشتر میگذشت، بیشتر میفهمیدیم که معنای مسئولیت سنگین در حرفهای خطیر یعنی چه.
ما آموختیم که در این حرفه به هیچ وجه امکان اشتباه وجود ندارد، حتی در حد یک کلمه! چرا که یک اشتباه از سوی کنترلر، موجب از بین رفتن بهترین منابع و سرمایههای انسانی- فکریِ جامعه میشود، هزاران انسان را داغدار میکند، میلیونها دلار سرمایهی ملی از دست میرود و خلاصه اینکه اشتباه یک کنترلر، فاجعهای میآفریند غیر قابل وصف. اینچنین بود که آموختیم نباید اشتباه کنیم و باید با از خود گذشتگی و فداکاری، مهارتها و توانمندیهایمان را به کار گیریم تا رفت و آمد پرندههای غول آسای چند صد میلیون دلاری را که هر یک حامل 100 تا 500 نفر انسان آرزومند است، دچار هیچ گونه خللی نشود.
آموختیم که بر اساس اسناد سازمان بینالمللی کار (ILO) حرفهی خطیر کنترل ترافیک هوایی در ردیف پرمسئولیتترین و پراسترسترین حرفههای جهان قرار دارد و به همین دلیل هم دولت مردان در سراسر جهان آن را در زمرهی مشاغل تخصصی- حاکمیتی محسوب کرده و از این رو امتیازات ویژهای را برای کنترلرهای ترافیک هوایی در نظر میگیرند.
اینها را دانستیم، فهمیدیم و از همه مهمتر اینکه شرایط و الزامات تحقق چنین اموری را نیز آموختیم اما با دیدن تناقضهای محیط کار، باز هم نگفتیم «گفتنیها» را و این در حالی بود که همیشه میکروفون در دست داشتیم!
اینها همه دلایلی شدند بر اتهام ما!
***
پسرم، دخترم، ما متهمیم!
پسر عزیزم! دختر دل بندم!
خوب به یاد دارم آن سالی را که لحظهی تحویل سال نو حوالی ساعت 9 شب بود. از چند روز پیش که مدرسهها تعطیل شده بود، به شما قول داده بودم که امسال بهترین و زیباترین عیدی را برایتان تهیه کنم. از قضا آن شب شیفت بودم، آنهم اضافه کار اجباری. 3-4 ساعت مانده به تحویل سال شما را تنها گذاشتم و به فرودگاه رفتم. پشت صفحهی رادار بودم که خلبانی عید را تبریک گفت و من تازه آن موقع متوجه شدم که سال نو آغاز شده است. در همین لحظه بود که به من زنگ زدی تا عید را تبریک بگویی، اما به علت حجم بالای ترافیک و صحبت با پروازها نتوانستم با تو صحبت کنم و اینچنین بود که تبریک گفتن عید به پدر برای تو آرزویی شد بزرگ ....
... آن شب مانند بسیاری شبهای دیگر من از خانوادهام دور بودم و خانوادهام هم از من. اما به هر حال آن شب، شب دیگری بود. شما به عنوان کودکان و فرزندان من حق داشتید تا با پدرتان در لحظهی سال نو صحبت کنید. شما حق داشتید ...
در دفتر خاطراتت نوشتهای که چگونه آن شب را با شور و شوق کودکانه و امید به اینکه فردا صبح از پدرت عیدی خواهی گرفت، خوابیدی و صبح که پدرت به خانه آمد با چه اشتیاقی به سویش دویدی ... اما او خسته از کار سنگین شبانه، کلافه از برخی مسایل حاشیهای، ... نه تنها در آن هنگام عیدی نگرفتید که ...
وقتی شما فراموش نکردهاید، من چگونه فراموش کنم؟
آری، از اولین ساعات آغاز به کارم به عنوان کنترلر میدانستم که حجم زیاد کار و فشار شیفت شب، موجب بروز اختلالات عصبی- روانی میشود و در کشورهای سراسر جهان به منظور پیشگیری از این عوارض، مسئولین ذیربط اقدامات ویژهای را انجام میدهند و با فراهم کردن امکانات مختلف و متعدد، تلاش میکنند تا اثرات منفی کار را بر کنترلرها به حداقل برسانند.
آری، میدانستیم و نگفتیم. به همین خاطر است که ما متهمیم.
عذرخواهی مرا بپذیرید. حال که چنین شده است، برای اینکه در آینده مقصر نباشم، میگویم. شما خوب گوش کنید و بشنوید و مطمئن باشید که من مقصر نخواهم بود.
=> علیرغم قوانین و مقررات سازمان بینالمللی کار (ILO) و همچنین سازمان بینالمللی هواپیمایی کشوری (ICAO)، حرفهی خطیر و پرمسئولیت کنترل ترافیک هوایی که به عنوان یک حرفهی حاکمیتی- تخصصی و یکی از مهمترین مشاغل دنیا محسوب میشود، در قانون خدمات کشوری حتی به عنوان شغل سخت و زیانآور هم شناخته نشده است!
=> ویژگیهای کار شیفتی از قبیل دوری از خانواده و کار در شادمانیهای نوروز و غدیر، در لحظات زیبای ماه مبارک رمضان و شبهای قدر و در ایام تاسوعا و عاشورا، در سرمای شدید زمستان و در گرمای سوزان تابستان، بیداری و کار فکری در عمق تاریکی شب و ... عوارض و آسیبهای فراوانی چون بیماریهای قلبی- عروقی، ناراحتیهای دستگاه گوارش، مشکلات عصبی- روانی، پیری زود رس و ... را به کنترلرهای ترافیک هوایی تحمیل میکند و مبلغ 6000 تومانی که در قبال این بیماریها به عنوان حق نوبت کاری پرداخت میشود ...
=> این سنت صنعت هوانوردی است که اگر خلبان فقط یک هواپیما را کنترل میکند، کنترلر در یک لحظه رفت و آمد چندین هواپیما را کنترل میکند و مسئولیت ایمنی آنها را به عهده دارد. از این رو تنها شغلی که از لحاظ مسئولیت و سختی با حرفهی کنترل ترافیک هوایی قابل مقایسه است، حرفهی خلبانی است. لذا در دیگر کشورها حقوق و مزایای کنترلرها و خلبانها با هم سنجیده میشود. ولی متأسفانه در ایران عزیز ما، یک کنترلر ترافیک هوایی گاه از یک کارمند دفتری ساده هم که بزرگترین مسئولیتش تایپ صحیح یک نامه است، کمتر حقوق میگیرد!!!(ضمن احترام به همه ی کارکنان در هر شغل و سمتی)
=> همهی عزم و همتمان را بر آن نهادهایم که با وجود تمام این کاستیها و نادرستیها، کوچکترین خللی در ایمنی آسمان زیبای ایران به وجود نیاید و همچنان تلاش میکنیم تا سهم خود را در تأمین آرامش مسافران هوایی به کاملترین وجه ممکن ادا کنیم. از مسئولین محترم کشور هم میخواهیم که با اولویتی خاص و با صرف اندکی وقت، شرایط کاری کنترلرها، مسئولیت بسیار بزرگی که به عهدهی آنها قرار دارد، استرسها و فشارهای کاری ناشی از کار کنترل ترافیک هوایی و همچنین وضعیت این تخصص و حرفه را در دیگر نقاط جهان به خصوص در کشورهای منطقه مورد بررسی قرار دهند.
***
ما میدانستیم که صنعت هوانوردی جزء صنایع و علوم تجربی است. علومی که با تجربه کردن، با اندازهگیری، با سنجش و آزمودن رشد میکنند و کامل میشوند. در این گونه از علوم با رخداد هر اتفاق و حادثهی جدیدی، مسایل تازهای بُروز میکند، روشهای جدیدی شناخته میشود، تکنیکها و فنون نوینی ابداع میشود و به منظور پیشرفت و کارآیی بهتر، قوانین و دستورالعملهایی جدید وضع میشود که همه ملزم به رعایت آنها میشوند. با رخداد هر سانحهی هوایی، افرادی میمیرند، افرادی مصدوم میشوند و جمع بزرگی هم داغدار میشوند. اما این تمام ماجرا نیست. ماهها و گاه سالها وقت و انرژی صرف میشود تا علت یا علل بروز سانحه مشخص شود و از تکرار آن پیشگیری به عمل آید، بر همین اساس است که آنچه که در دنیای هوانوردی به عنوان قانون و دستورالعمل اجرا میشود دارای ریشه و بنیانی است به محکمی و ارزش جان هزاران انسان. در جهان هوانوردی سخن معروفی است که میگوید
If you think safety is expensive, try an accident!
بر این اساس است که سازمان بینالمللی کار توصیه میکند که کنترلرها و خلبانها در شرایط مناسب رفاهی زندگی کنند تا از دغدغههای غیر حرفهای و مخصوصاً از هر گونه مسایل و مشکلات مادی به دور باشند.
***
پسران عزیزم! دختران مهربانم! اینها را گفتم تا فرداها اگر تو و دیگر خواهران و برادرانت خواستید مرا متهم کنید، بدانید که این بود شرایط ما در حالی که لیاقت ما فراتر از این حرفها بود و هست و خواهد بود ...
http://ayandenews.com/news/24395/