با وجودی که بر اساس قوانین بینالمللی اگر یک کشتی موجب خسارتی به کشتی یا اسکله دیگری شود باید تا تعیین تکلیف خسارت وارده در آن محل توقیف شود، این کشتی فرار میکند و در یک بندر امارات پهلو میگیرد و بعد از تعمیر قصد خروج از منطقه را داشته که از طرف شناورهای ایرانی به او اخطار داده میشود و او مجدداً به همان بندر اماراتی پناه میبرد و در کمال وقاحت این اقدام کاملاً بحق ایران حمله ایران به کشتی نفتی تبلیغ شده و عربستان و امارات هم از آب گلآلود ماهی گرفته و بحث امنیت خلیج فارس را مطرح میکنند!
این تنها نمونه از ماهیگیری از آب گل آلود تیرگی روابط دیپلماتیک ایران در عرصه سیاست بینالملل نیست. از این نمونهها فراوان است. بحث این هم نیست که اگر توافق لوزان امضا میشود آنها که به تعبیر رهبر انقلاب در همین سخنرانی مهم روز مبعث خود تروریست پرور هستند و بعد ایران را متهم به تروریسم میکنند، مدافع انقلاب اسلامی میشوند یا آنها که از رژیم عربستان که صدای عدالت و آزادیخواهی مردم یمن را با گلوله و توپ و حمله هوایی و کشتار زن و مرد و کودک جواب میدهد حمایت میکنند دوست ایران میشوند و طرفدار مظلوم اما یک نکته مهم این است که نه فقط برای ایجاد گشایشی در اقتصاد، بلکه برای جلوگیری از گسترش تصویر منقلبی که بر اساس بیتدبیری دیپلماسی گذشته و ورق پاره انگاشتن قطعنامههای سازمان ملل و تهدیدهای کلامی بیدلیل ترسیم شده، تمام همت خود را در عرصه دیپلماسی به کار ببندیم. دستیابی به یک توافق البته خوب با در نظر داشتن حداکثر امتیازی که با توجه به شرایط میتوان گرفت و مراعات خط قرمزهای ترسیم شده، کاملاً لازم و ضروری است. این نکته مهم را دریابیم که دشمنان نظام و حتی حکام وابسته کشورهای منطقه از اینکه این توافق به شکست بینجامد به شدت استقبال میکنند و به ویژه همین عربستان و تیم همراه او بیش از همه مانع دستیابی ایران به هر توافقی هستند. لذا باید اهمیت دستیابی به چنین توافقی را از این پنجرهها هم دید. گر چه مسئله آزادسازی دهها میلیارد دلار سرمایه بناحق توقیف شده این مردم نیز بسیار مهم است و گرچه باور حقیر این است که حل مشکلات ساختاری اقتصاد ایران صرفاً ارتباط چندانی با بحث تحریمها ندارد و راهحل مسأله به گفته و تأکید رهبر انقلاب، تکیه به ظرفیتهای درونی کشور و روی آوردن به اقتصاد مقاومتی است اما توافق ژنو و حل مناسب مناقشه هستهای را صرفاً نباید در حوزه اقتصاد و گشایشهای اقتصادی آن محدود کرد. انصاف باید داد که همین مذاکرات نفسگیر تا اینجای کار هم دستاوردهای مثبتی داشته است که شرح و بسط آن به مقال و مجال دیگری محتاج است. دستیابی به توافق البته با حفظ و رعایت اصول و خط قرمزها تبعات و پیامدهای بسیار گستردهتری دارد بسی بیش از محدودیتهایی که برایمان در تعداد سانتریفیوژها و یا ذخایر بیست درصدی اورانیوم ایجاد میکند، ضمن آنکه باید یادمان باشد در چه شرایط و وضعیتی در دولت جدید دور جدید مذاکرات را کلید زدهایم. پس از آنکه گذاشتیم تمام این ورق پارهها اجرایی شوند. نگرانی تمام دلسوزان انقلاب و نظام و ایران و عزت ایرانی البته قابل احترام است و البته و انشاالله تیم مذاکره کننده نیز چون از فرزندان همین نظام هستند هوشیاری دارند و مجاهدانه در این مسیر حرکت میکنند، اما دلیلی ندارد که کارنامه آنان را غیر منصفانه ناکارآمد و خدای ناکرده از سر غفلت و بیمبالاتی بدانیم. و دست آخر اینکه فراموش نکنیم کشتی را ناخدای بیداری هدایت میکند.
*فتح اله آملی/اطلاعات