جریانی که در تمام طیفهایش ممکن است در صورت لزوم هر تدبیری برای برتری در
انتخابات را بیازماید. از یاد نبریم از دید بسیاری از اصولگرایان تنها عیب
احمدینژاد در طول ۸سال زمام داریش رفاقتش با «مشایی» بود!
هیرش سعیدیان
از کارنامه
اقتصادی دولت مهرورز آقای احمدینژاد فراوان گفته شده است. یاران نزدیکش به
سختی میتوانند دلیلی عقل پذیر در رد اتهام فساد گسترده اقتصادی هشت سال
زمامداریش بیاورند. بمب خبری اختلاس سه هزار ملیارد تومان با مشارکت بیش از
هفت بانک، برنامه نبوغ آمیز فروش نفت به برخی افراد و بنیادهای خاص که در
کنار میلیارها دلار حیف و میل اموال عمومی از دل آن بابک زنجانی و رانت
چند میلیارد دلاری خلق شد و میلیاردر موبوری که به مجلس آمد و خیلی بی
تفاوت شانههایش را بالا انداخت و گفت تمام بدهی من به وزارت نفت بیشتر از
سه میلیارد دلار نیست!
پرونده ستاد مدیریت حمل و نقل و احضار
رویانیان، فساد در بیمه و آن چه که احمد توکلی نماینده مجلس آن را حلقه
فساد خیابان فاطمی نامید، فساد چند صد ملیاردی در تامین اجتماعی که متهم
پرونده سعید مرتضوی دلیل وقوع آن را خطای چشمی هنگام امضا عنوان نمود! به
نظر نمیرسد به این زودیها بتوان بر این عناوین نقطه پایانی گذاشت. رحیمی،
بقایی، سعید مرتضوی از نزدیکترین یاران احمدینژاد هستند که اتهاماتشان
قطعیت یافته.
و این سو، تیم اقتصادی روحانی، همچون ایندیانا جونز
هر روز با شگفتی و کشف جدیدی روبه رو میشوند. دبیر شورای هماهنگی مناطق
آزاد اعلام نمود: اخیراً متوجه شدیم بیش از ۳۵ملیارد دلار از سپردههای
بانک مرکزی نزد شرکت نیکو که از زیر مجموعههای شرکت نفت بوده قرار دارد و
حجم گرفتاریهای پیچیده ای از این محل ایجاد شده است.
قبل تر از آن
اسحاق جهانگیری عنوان کرد که در دولت قبل ظرف ۱۷ ماه ۲۲ ملیارد دلار ارز
از کشور خارج شده و در صرافیهای دبی و استانبول فروخته شده است. ارقامی
عجیب که در کنارشان ماجرای مفقود شدن اعتبار خرید ۶۵۰۰ دستگاه اتوبوس از
چین! و یا فساد ۴۰۰ ملیاردی در صندوق بازنشستگی نفت کوچک و ناچیز به نظر
میرسد!
تمام این موارد را وقتی مقایسه میکنیم با اختلاس پیش آمده
در کشوری نه چندان دور از ما که در آن در آن نخستوزیرشان در یکی از سفرهای
خارجیاش یک بطری مشروب ۴۸۰دلاری از محل بودجه ای عمومی خریده بود و
کابینهاش تا مرز سقوط پیش رفت، تنها چیزی که بر صورت انسان میماند تلخی
زهر خند است.
در حوزه سیاستهای پولی و بانکی چاپ هزاران میلیارد
تومان پول بی پشتوانه در کنار طرح هدفمندی یارانهها موجب تزریق پول پر
فشار به شریانهای اقتصادی کشور شد که به تورم ۴۰درصدی و فشار مضاعف بر
اقشار ضعیف جامعه انجامید. در زمینه مسکن، احمدینژاد برای تثبیت قیمت مسکن
برگ طلایی خود پروژه مسکن مهر را عرضه داشت که البته جواب داد، بر اساس
گزارش مرکز آمار ایران هزینه اجاره مسکن طی سالهای ۸۴ تا نیمه اول ۹۱ بالغ
بر ۲۵۴ درصد افزایش یافت!
استخدام های بی ضابطه صدها هزار نفری بار
اضافه ای کمر شکنی بر بودجه ای عمومی کشور تحمیل نمود. تنها در آموزش و
پرورش ۱۱۶هزار نفر خارج از ضوابط استخدامی و بدون نیازسنجی استخدام شدند.
مقامات آموزش و پرورش دولت یازدهم اعلام کردند بسیاری از ۵هزاز نفر معلم
قران استخدام شده بلد نبودند قران بخوانند!
فصل الخطاب کارنامه ای
اقتصادی احمدینژاد گزارش مرکز پژوهشهای مجلس است که اعلام نمود رشد
6/1درصدی دوران دولت اصلاحات در سال آخر دولت دهم در خوش بینانه ترین حالت
به صفر درصد رسیده است. با این سیاهه عملکرد اجرایی، نتیجهگیری منطقی از
تمام این آمار و ارقام در کنار کارنامه ای ضعیف سیاست خارجی احتمال هرگونه
موفقیتی در انتخابات آتی مجلس از سوی جریان احمدینژاد و منتسبینشان را
ضعیف میشمارد اما واقعیت با منطق یکسان است؟
نباید فراموش کرد که
عرصه سیاسی گاهاً متمایل به کمدی کشور ما صحنه خلق شگفتی هاست. محدود شدن
رسانههای اصلاح طلبان به چند سایت و روزنامه و استیصال چند ساله ای آنان
در خلق تریبونهای سراسری و تاثیر گذار جهت شفاف سازی و رساندن آمارهای
واقعی به شکلی قابل هضم برای تمام احاد جامعه در کنار سکوت رسانهای ملی یک
واقعیت است.
سایه ای سنگین رد صلاحیتهای گسترده در کنار اتفاقات
دقیقه ای نودی پیش بینی سیاسی در مورد نتیجه انتخابات را سخت تر مینمایید.
بدبینی سنتی بخشی از جامعه به حاکمیت در کنار رواج شایعات همیشگی در جامعه
همچون امکان حذف کامل یارانهها و امثالهم واقعیتی است که باید مد نظر
قرار گیرد. صحبت عامیانه ای سبزی فروشی که معصومانه قسم میخورد که شنیده:
احمدینژاد گفته من برگردم یارانهها را دو برابر میکنم! البته سخنی نیست
که چندان جدی گرفته شود٬ اما نباید فراموش کرد که کم نبودند اشخاص ذی نفوذ
که از خوان گسترده حیف و میل دولت نهم و دهم بهره مند گشتند.
بعضی
جدایی وزرا و مدیران احمدینژاد از او و تشکیل حزب و تشکل جدید را مشکوک
قلمداد میکنند. هر چند به سختی میتوان قانع شد این حرکت نتیجه ذکاوت
سیاسی احمدینژاد برای تقسیم هدفمند نیروهایشان است، خصوصا که این امر با
تصور ایشان در مورد خودشان که معتقدند برگزیده شده اند برای قرار گرفتن در
مرکز هدایت و اصلاح بشری منافات دارد اما هر چه باشد اعضای گروه موسوم به
«یکتا» همان کسانی هستند که همکار آقای احمدینژاد در خلق شاهکارهای
فوقالذکر بودند. شرافت حرفهای هر سیاستمداری که خود را قلباً دلسوز مردم
میداند ایجاب میکند نگران کوچکترین احتمال برای بازگشت این طیف به مصدر
کار باشد.
علرغم تاکید مکرر اصولگرایان بر اتحاد حول محور جامعتین
آثار عدم تفوق و تفرقه در میان آنان مشهود است. جریانی که در تمام طیف
هایش، ممکن است در صورت لزوم هر تدبیری برای برتری در انتخابات را
بیازماید. از یاد نبریم از دید بسیاری از اصولگرایان تنها عیب احمدینژاد
در طول ۸سال زمام داریش رفاقتش با «مشایی» بود! در گردهم آیی که در شرق
تهران به افتخار آقای احمدینژاد و به ابتکار یکی از هیئتهای مذهبی ترتیب
داده شده بود، احمدینژاد در میان استقبال با لبخند مسیحایی! همیشگی وارد
شدند، این بار بدون کاپشن، مرد درشت هیکل با محاسن بلند زخمی رو لالهای
گوش چپ از اعماق وجود فریاد بر آورد: «شرف هر چی مرده؛ احمدی بر میگرده»!
بهارنیوز