دکتر ایرج مرادی - در تببین مفاهیم و در تفسیر معانی در عرصه سیاست و علوم اجتماعی قبل هر چیز ریشه یابی و درک مفاهیم پردازشی از موضوع مورد بحث و جدل، از اهمیت حیاتی و بسزایی برخوردار است چرا که در عرصه علم نه تنها موضوع مورد بحث بلکه عوامل محیطی و سازمانی و حتی فردی و به علاوه بسترهای روانشناختی از اعم جهات مورد تقریر بوده و به عنوان تجمیع مبنایی مورد توجه می باشد. بنیادگرایی، نگاه گذشته گرایِ کهنه باوری از شرایط مدرن به شرایط اولیه وسلف پیشین دارد؛ امروزه موضوع بنیادگرایی و نگرش سلفی خواه با انگیزه های درونی و خواه انگیزه های مادی در نزد افراد جذب شده نیاز به خوانش معنای ماندگار و نضج یافته بنیادگرایی در تاریخ را دارد. بطوریکه رجوع به سایق های درونی – ارزشی انسان سلفی مسلک می تواند بر ماهیت ذاتی و یا هویت پنهان سلبی ایجاد شده بر مدار شرایط آنومیک فردی یک مجاهد سلفی را عیان سازد ؛ با این تفسیر بنیادگرایی دینی، اشاره به گروههایی دارد که به دلایلی درونی با نگرش اعتراضی به برون، با فرآیند و قوانین حاکم بر شرایط جامعه و نظم مستقر ( دولت-ملت ) مخالفت میکنند و با ارجاع به بنیادها و باور دینی خود از مذهب، نوعی جامعه مذهبی با ایدهآل ذهنی خود را مبنای عمل قرارمی دهند و وضعیت موجود را به دلیل عدم تطبیق با جامعه ایدهآل و آرمان شهر ذهنی خویش را به نقد و چالش میکشند. معهذا بنیادگرایان قصد زنده کردن بنیادهای غیرقابل ابطال و مقدس را در روزگار مدرن دارند و در واقع ایدئولوژی آنان مبنای باوری مذهبی است که مبتنی بر سیاسی کردن دین با هدف ایجاد حاکمیت الهی بر نظام دنیوی وگسترش آن به سراسر جهان می باشد.
مع الوصف به نظر میرسد مدرنیسم بستری برای رشد اکثر جنبش های بنیاد گرا باشد؛ در واقع دنیای مدرن، نظمی مبتنی بر آرایش عمودی و سلسله مراتبی نیروها است در حالیکه، مهمترین ویژگیِ دنیا از نظر سلفیون، برهم خوردن نظم عمودی و جایگزینی نظم افقی است. نتیجهیِ چنین نگرشی تغییر در مرکزیت نظام های اجتماعی با تمامی سازوکارهای وابسته به آن و در عوض، گروهها و جماعتهای محدودی تشکیل شده که گاه بدون دستور پذیرفتن از سازمان متبوع دست به عمل و انتحار میزنند؛ لذا نامگذاریِ سازمان القاعده به عنوان شبکهیِ القاعده و داعش برآمده از این خصلت شبکهای بودن است که در چند دهه اخیر، به دلایل مختلفی مورد اقبال گروه های سنی مختلف به اسلام و آموزههای مرتبط با اسلام به طرزی شگفت آوری رو به گسترش بوده است.
در بررسیهای جامعهشناختی در غرب، دلایل مختلفی برای توجیه و تبیین این موج جدید اسلامخواهی در غرب بیان شده است. مهمترین دلایل این معضل و پدیده را به طور خلاصه باید در مسایلی چون، بحران هویت، زنده نگهداشتن جهان های منسوخ، فشارهای زندگی ناشی از زیست مدرن، مازوخیسم پنهان، تبعیض نژادی، قدر ت و پول، همگی تلاشی برای یافتن جایگزینی اخلاقی( به باور خود ) جهت مقابله با معضلات و کمبودهای عاطفی، نداشتن حس تعلق آراستگی های موجود در جوامع غربی محل زیست آنها دانست.
گروهک های بنیادگرای موجود در جهان اسلام با رسوخ در نحلههای مختلف اسلام تلاش می کنند تا جوانان را به قرائتهای رادیکال از اخلاق، معنویت بدوی باورانه از اسلام با به یاری طلبیدن و استفاده از تکنولوژی های مدرن در غرب تکفیر شده از سوی آنها برای عملیاتی کردن برنامه های مقتضی به وجود جوانان برورش یافته در بستر آموزه ها و شرایط محیطی برآمده و حتی واصلی و یا حاصلی از مبانی غرب مدرن سوق دهند بطوریکه در سالهای ظهور طالبان در افغانستان تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و فرجام پیدا نکردن برنامه و اهداف القاعده در افغانستان و حتی به نوعی عقیم ماندن و مورد اقبال قرار نگرفتن استراتژیهای جهادی در عملیات انتحاری با هدف به سر ذوق آوردن پیروان و حامیان امتی خود و مواردی از این قبیل ستیزهجویان به ظاهر اسلامگرا را وادار به انجام فعالیتهای شدید در شبکه ای اجتماعی با توجه به مطالب فوق ( عضوگیری از جوانان آشنا به مبانی مدرن و شکست راهبردهای بیشین آنان و ...) نموده و ضمن پرورش نسل جدیدی از جوانان پیکارجو که بعضا در غرب بزرگ شده و پرورش یافته اند، به سرمایه گذاریهای هنگفت در کشورهای اروپایی و آمریکایی و تاسیس موسسات دینی پرداختند؛ ظهور و حتی بلوغ داعش در واقع برآیند ناکامی و ناکارآمدی حرکتهای اسلام سیاسی در مواجهه با غرب، و حتی در کشورهای اسلامی و تا حد زیادی اظهار عجز و ناتوانی عملی و علمی در برابر رشد و گسترش آموزههای اسلام معتدل و به روز جهان اسلام بود.
درخصوص تنوع نژادی
موجود در گروه های سلفی در حال فعالیت در جهان به مانند داعش و حتی جبهه النصره نیز می توان این ادعا را داشت که اکثر آنها از
میان مجاهدین داوطلبینی هستند که اصالت
شان از خاورمیانه و شمال آفریقا، به ویژه از تونس و عربستان سعودی، ریشه می گیرد و
مابقی از دیگر نقاط جهان نظیر کشورهای آسیای میانه، کشورهای آمریکایی و استرالیا می آیند که به نوعی به تکمیل کردن پازل
الیناسیون فردی و سازمانی و حتی ارزشی موجود در این گرایش ها سلفی – تکفیری انجامیده است.
با این تفسیر در بین تروریستهای خارجی که جذب
داعش می شوند، الگویهای رفتاری مشخص، جایگاه اجتماعی- فرهنگی و حتی یک باور واحد
وجود ندارد اما شناخت این افراد نیز امری غیر ممکن نیست؛
تبلیغات بنیاد گرایانه بر شرکت در جنگ و
تبدیل به وظیفه ای می شود که بر هر شخص در قبال دفاع از آنچه به زعم این گروه امت
اسلامی خوانده می شود واجب است این فرایند در مناطق توسعه نیافته کشورهای آفریقایی
در انگیزه های مادی تبلور پیدا می کند اما این
تعریف کاملی برای انگیزه های دیگری در دیگر کشورهای دنیا نمی باشد. انگیزه های درونی از نیازمندی ها و سایق
های یک فرد نشات می گیرد که می تواند مزایای عضویت در یک گروه افراط گرا، احساس
تعلق، فرار به هویتی جدید، ماجراجویی را شامل شود. بواقع قابل تاکید است که
تروریست های خارجی نیازهای هویتی دارند که با پیوستن به گروه های مسبوق الذکر اعم
از اجتماعی و مذهبی تامین می شود و این نیازهای شخصی به مرور زمان در مقایسه با
عوامل خارجی نظیر انتقام جویی از یک لشکرکشی یا نسل کشی اهمیت بیشتری می یابند.
فرجام سخن اینکه، میل به جایگاه یافتن در جامعه و هیجانات مقطعی نیز می تواند در پیوستن به گروه های افراطی نظیر داعش دخیل باشد .با حضور شمار بسیاری از تروریست های خارجی در شبکه های اجتماعی این امکان نیز فراهم شده است که داده های بیشتری نسبت به انگیزه های درونی آنها در پیوستن به داعش پیدا کنیم و به این نتیجه برسیم که پس از مدتی جنگیدن به بهای باور سنتی ورود به بهشت جای خود را به حس ماجراجویی می دهد.
تدبیر24