امروزه با گسترش تکنولوژیهای ارتباطی و اطلاعاتی فاصله زمانی و مکانی کاهش یافته و دنیای ما به یک دهکده جهانی تبدیل شده است.
در این راستا رخداد پدیده جهانی شدن، استفاده از تکنولوژیهای پیشرفته در عرصه رقابت بین المللی تغییرات وسیعی را در زمینه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و متعاقب آن تحولات و دگرگونیهای شدیدی را در ساختارهای دولتی بوجود آورده است. از جمله این تحولات جایگزینی مدیریت دولتی نوین به جای الگوی سنتی اداره امور دولتی بوده که در قرن بیستم یک نظر غالب محسوب می شد.
پارادایم مجموعه نگرش ها، ارزش ها، دستورالعمل ها، فنون و غیره که زمینه و چشم انداز عمومی پذیرفته شده یک رشته علمی را در زمان معین تشکیل می دهد. پارادایم مدیریت دولتی نوین یک پدیده بین المللی است که آثار آن در تعداد زیادی از کشورهای جهان از جمله انگلستان و ایالات متحده دیده شده است. مهمتر آنکه این تغییرات از پشتیبانی علمی بخصوص از حمایت نظریه پردازان اقتصادی و مدیریت بخش خصوصی برخوردار بوده است. مشتری گرایی، انعطاف پذیری، مشارکت جو بودن و سپردن کارها به مردم، افزایش مسئولیت پذیری مدیران و نیل به اهداف و نیز افزایش حفظ محیط زیست و آب و هوا از جمله ویژگیهای مدیریت دولتی نوین به شمار می آید.
بطور خلاصه موارد ذیل را در خصوص پارادایم مدیریت دولتی نوین می توان ذکر کرد:
· مدیریت دولتی نوین، بکارگیری شیوه های مدیریت بخش خصوصی در بخش دولتی که شامل مولفه هایی همچون همچون خصوصی سازی، کاهعش اندازه دولت، به پیمانکار دادن امور، برون سپاری و مشتری گرایی و... می باشد.
· مدیریت دولتی نوین رویکرد جدیدی را در مدیریت دولتی ارائه نموده است که در آن مسئولیت مدیریت در نیل به اهداف مورد توجه بیشتر قرار می گیرد، انعطاف پذیری و نرمش در ساختار مدیریت رو به فزونی می نهد، ارزیابی و سنجش عملکردها انجام می پذیرد و به کارایی و اثربخشی در بخش دولتی بیشتر توجه می شود.
· هدف مدیریت دولتی نوین تبدیل تبدیل دولت به کسب و کار بوده و مدیریت بخش خصوصی در آن تحقق کامل یابد در این پارادایم، سازمانهای دولتی به بخش هایی تقسیم می شوند که هر یک از این بخش ها همانند یک واحد بازرگانی دارای اهداف عملکردی مشخص هستند و مدیران آن ها در قبال تحقق آن مسئول هستند. مدیریت دولتی در حد نهایی خود می تواند به مدل مجازی منجر شود که فرض بر این است که بهترین دولت، بی دولتی است و تمامی فعالیت های سازمانهای دولتی باید در بخش خصوصی انجام شود.
· دولت در مدیریت دولتی نوین ، هدایت کردن بجای راندن، توانمند سازی به جای خدمت رسانی، بودجه برای نتایج به جای بودجه برای دروندادها، برآوردن نیازهای مشتریان بجای نیازهای بوروکراسی، ایجاد درآمد بجای هزینه کردن، پیشگیری بجای درمان، مشارکت بجای روابط سلسله مراتبی و حاکمانه را سرمشق خود قرار می دهد.
· پیش نیازهای اثربخشی مدیریت دولتی نوین عبارتست از: وجود یک بخش خصوصی واقعی و مردمی که رقابت پویا در آن باشد، وجود بازارهای پولی و مالی تشکل یافته و نیز وجود نظام حقوقی و قانونی شفاف و تفصیلی می باشد.
نقدی بر پارادایم مدیریت دولتی نوین
- در مدیریت دولتی نوین بر بکارگیری مدیریت بخش خصوصی جهت افزایش کارایی و بهره وری تاکید شده است. بر خلاف آنچه در پاردایم مدیریت دولتی نوین ادعا می شود اداره امور یک دولت صرفا" از مقوله مدیریت نیست و مدیریت دولتی بر اساس تفکیک قوای حکومت و در تناظر با سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه بر بکارگیری تئوریهای مدیریتی، سیاسی و حقوقی جهت ارضای نیازهای جامعه دلالت داشته و در واقع مدیریت دولتی ماهیتی فرا رشته ای دارد، لذا مدیریت دولتی در یک نگرش جامع و فراپاردایمی مستلزم درک همزمان مدیریت، سیاست و حقوق و توجه به ارزش های مختلف حاکم بر هر یک از این رشته ها شامل کارایی، نمایندگی و عدالت در بخش دولت است.
- بر این اساس دستور سازمانهای دولتی و اقدامات مدیران آنها باید اولا" بازتاب و نماینده خواست اکثریت جامعه باشد ثانیا" به کاراترین روش انجام گیرد و ثالثا" هدف نهایی و متعالی عدالت اجتماعی را تعقیب نماید.
- بکارگیری محض شیوه مدیریت بخش خصوصی که مدیریت دولتی نوین در پی آن است در سطوح مختلف بخش دولتی امکان پذیر نیست به خاطر اینکه مدیریت بخش دولتی به دنبال تامین منافع عامه، حفظ ارزشها، عدالت، تامین آزدی و مشارکت و ارائه خدمات عمومی است لیکن مدیریت بخش خصوصی به دنبال اهداف سودآوری، ارائه خدمات به مشتریان خاص می باشد. بنابراین استفاده محض از شیوه مدیریت بخش خصوصی در بخش دولتی میسر نمی باشد مگر اینکه در سطح خرد و عملیاتی دولت، شیوه مدیریت بخش خصوصی را می توان بکار برد.
- تحقق عدالت مبنای وجودی حیات دولت و زیربنای مشروعیت اقدامات دولت در عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه است که مدیریت دولتی نوین توجهی به این امر نداشته است. از سوی دیگر کارکرد دولت آنطورکه در مدیریت دولتی نوین عنوان شده بر کارایی و تحقق اهداف به بهترین وجه اقتصادی تاکید شده، نمی باشد بلکه کارکر د آن علاوه بر کارایی و بهره وری، باید بر تضمین حق زندگی، حق آزادی، حق حاکمیت افراد نیز منجر شود.
- دنهارت با در نظر گرفتن مدیریت دولتی سنتی به عنوان تز، مدیریت دولتی نوین به عنوان آنتی تز، پیشنهاد سنتزی بنام خدمات عمومی نوین را می نماید که بر مبنای شهروندی دموکراتیک، اومانیسم انسانی و نظریه گفتمان و جامعه مدنی قرار داشته و منافع عمومی را در کانون توجه خود قرار می دهد.
- دنهارت با انتقاد از شعار "هدایت کردن بجای پارو زدن" که در مدیریت دولتی نوین مطرح است به طرح شعار "خدمت کردن بجای هدایت کردن" پرداخته و می گوید: "در حرکت با شتاب خود بسوی هدایت کردن آیا فراموش کرده ایم که قایق متعلق به چه کسی است قایق متعلق به شهروندان است و دولت خود ما هستیم."
- مدیریت دولتی نوین تحت تسلط ارزش های کارایی و صرفه جویی بوده و ارزش هایی نظیر عدالت، نمایندگی و مشارکت فراموش می شود. در این پارادایم پاسخگویی سیاسی و کنترل دموکراتیک نهادهای حکومتی تضعیف شده و اعتماد شهروندان به دولت و یکدیگر کاهش می یابد.
- بکارگیری کورکورانه رویکرد مدیریت دولتی نوین عواقب ناگواری همچون فاصله طبقاتی، افزایش فساد اقتصادی و تضعیف پاسخگویی سیاسی را در جامعه موجب خواهد شد.
- مدیریت دولتی نوین در کشوری می تواند بکار گرفته شود که اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد داشته، رقابت حاکم بوده و خصوصی سازی به معنای واقعی وجود داشته باشد. در کشورهایی که دولت بر همه چیز مسلط و اعمال قدرت می کند و بخش خصوصی به معنای واقعی وجود نداشته و اقتصاد دولتی حاکم است پارادایم مدیریت دولتی نوین نمی تواند به معنای واقعی اجراء و موثر واقع شود.
- به علاوه اینکه مدیریت دولتی و بکارگیری مدیریت بخش خصوصی در سطح سازمانهای خرد و اهداف جزئی دولت می تواند سازگار و بکارگرفته شود و با توجه به اینکه اهداف دولت تامین منافع عمومی، آزادی، مشارکت مردم، تحقق عدالت و... است بکارگیری مدیریت دولتی نوین در کل سطوح دولت منطقی به نظر نمی رسد.
بطورکلی می توان گفت که پارادایم مدیریت دولتی نوین در دهه 1990 مطرح شده است در صورتی که در طول چند سال اخیر مباحث جدیدتری ازجمله خدمات عمومی نوین مطرح شده است که تفاوتهایی با مدیریت دولتی نوین دارد بنابراین صاحب نظران، پژوهشگران و نیز مدیران سازمانهای دولتی نباید مباحث مطرح شده در مدیریت دولتی نوین را به عنوان موضوعاتی محتوم و قطعی قلمداد کنند و آن را به سازمانها القاء نمایند چرا که بسیاری از مباحث شکل گیری این پارادایم در یک محیط اقتصادی اجتماعی, فرهنگی متفاوتی نسبت به کشورمان تنظیم و منتشر شده است بنابراین اصول حاکم بر آن می تواند تنها در سطح خرد سازمانهای دولتی و آن هم به شکل اقتضایی بکار گرفته شود و این پارادایم ضمن برخورداری از روایی درونی از روایی بیرونی در همه دولت ها و کشورها برخوردار نمی باشد که از مصادیق آن می توان برخی کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته را نام برد که هنوز به نحو شدیدی به بوروکراسی و الگوی سنتی مدیریت دولتی معتقد و پایبند بوده و در مواردی با اصول و پدیده جهانی شدن مخالفت می نمایند. در حالی که پارادایم مدیریت دولتی نوین، گرایش جهانی شدن و پرهیز از اصول غیر منعطف بوروکراسی عمومیت داده شده است.
اقتصاد آنلاین