رئیس حوزه علمیه کاشان با بیان اینکه امروزه نرخ را ارزان گرفته ایم، گفت: چه بسا الان به مداحها و یا حتی شماها پولی بدهند تا به فلانی، آیت الله العظمی بگویید. وقتی قرار باشد قیمت را آدمهای غیر خبره تعیین کنند معلوم است که هر بی سوادی دکتر و آیت الله می شود در حالیکه عناوین به سن و ریش و عمامه نیست.
محمدامین قانعیراد
به نظر من در مورد ایران اجرای چنین پروژهای ممکن است که دانش، دانشگاه و علم را از جایگاه و رسالت اصلی خود خارج سازد؛ چراکه در نظر من در کشورهایی مثل ما که جزء کشورهای درحالتوسعه هستیم، دانشگاه نقش بسیار مهمی که دارد، در وهلهی اول کمک به ساخت دولت-ملت است و پس از آن کمک به نهادهای اقتصادی قرار دارد؛ یعنی دانشگاه باید دارای نقشی میانجیگرایانه و کنشی ارتباطی برای تقویت دولت سالم، فراگیر و قانونمند باشد، دولتی که کلیهی گروهها و طبقات اجتماعی و اقلیتها را پوشش دهد.
او میدانست که در راه مخاطره آمیز شوریدن بر جهل و خرافه و شکستن سنتهای
غلط و ارتجاعی و خرافه پرستی و رهاندن اذهان از مذهب کلیشه ایی و دچار
انحراف شده چاره ایی جز بازگو کردن حقایق و درگیر کردن اندیشه جامعه با
شناخت صحیح از مکتب امکان پذیر نیست
سروش بامداد
دفتر محمود احمدی نژاد در واکنش به بازداشت حمید بقایی معاون اجرایی او در دوران ریاست جمهوری اطلاعیه ای صادر و در آن تصریح کرده است: «رییس جمهور دوره های نهم و دهم، براساس مبانی اخلاقی و انسانی، دفاع از حق و حقیقت را وظیفه خود می داند و به طور قاطع از پاکی، پاک دستی و حقانیت جناب آقای بقایی تا آخر دفاع خواهد کرد.»
1ـ رابطه «اسم» با «مسمّی» در وعاء حقائق ضروری است مانند اسماء حسنای الهی، امّادر نام گذاری ها در عالم اعتبار چنین ضرورتی دیده نمی شود لذاگاه بین «اسم» و «مسمّی» تغایر و تخالف هم دیده می شود.
کارشناسان سازمان بازرسی کل کشور تحلیل کردند
«در میان نظامهای نظارتی و نظام اداری ایران از سه بعد ساختاری، محتوایی و زمینهای، شکافی عمیق به چشم میخورد که موجب ایجاد فساد در سیستم اداری شده است.» این بخشی از نتیجهگیری است که غلامعلی سلامتمنش و وحید قاسمیان کارشناسان اداره کل بازرسی سمنان به آن رسیده و در مقاله خوئد که در «آیینه بازرسی» شماره ۶۷ درجه شده گزارش دادهاند.
احمد غلامی
این حکایت خیلی تکراری است، اما حتی بعضی حکایتهای تکراری هم به تکرار شنیدنش میارزد. روزی خبرنگاری از برنارد شاو، نویسنده طناز انگلیسی میپرسد: «شما برای چه مینویسید؟» و برنارد شاو به صراحت جواب میدهد: «برای پول». برنارد شاو که میداند این جواب صریح و قاطع و دور از انتظار در زمان و فضای آرمانی آن روزگار چندان به مزاج خبرنگار خوش نیامده از او میپرسد: «شما برای چه مینویسید؟» خبرنگار که انگار چیزی در گلویش مانده میگوید: «برای انسانیت». برنارد شاو میگوید: «خب، معمولا آدم برای چیزی مینویسد که ندارد. من پول ندارم».
حیرتانگیز نیست که پای نزدیکان و مدیران دولت احمدینژاد به دلایل
مالی، حقوقی و سوءمدیریت به زندان باز شده است. آنها از چیزی مینوشتند و
حرف میزدند که نداشتند. «روحیه مهرورزی، رایحه خوش خدمت و ایضا
پاکدستی.»اینطور که پیش میرود، حمید بقایی نه اولین نفر و نه آخرین نفر
از مدیران احمدینژاد است که احضار و احتمالا زندانی خواهد شد، اما این
حیرتانگیز است که دولت احمدینژاد بیش از هر دولت دیگری در مظان اتهام
قرار گرفته و مجرم شناخته شده است. واقعا بیانصافی است همه تقصیر این
وقایع را به گردن احمدینژاد و دولتش بیندازیم. بالاخره آنچه بدیهی است
فضای سیاست داخلی ایران است که مستعد پرورش و بروز اینگونه خلاقیتهاست.
در سازوکار سیاست داخلی ایران چه شکافهایی پدید آمده است که منجر به بروز
این دستدرازیها میشود؟ این را نمیشود نادیده گرفت که «دولت ایرانی»
بهعنوان مجری سیاست ملت نسبت به دولتهای دیگر بعضا در منطقه و قطعا در
جهان اول از اختیارات کمتری برخوردار است؛ یعنی تئوری «فسادانگیزی قدرت
مطلق» درباره دولتهای ایران چندان صادق نیست. چون در دولتهای ایران
موازنه قدرت به گونهای است که حتی نوعی ناکارآمدی ایجاد میکند. البته این
اتفاق در دولت احمدینژاد را میشود به گردن گرانشدن نفت انداخت.
بشکهای ١٢٠ دلار، پولی است که در هر دولتی میتواند زلزله فساد ایجاد
کند و شاید خیلی به پاکدستی و کجدستی هم ربطی نداشته باشد. بهخصوص اینکه
آدمی بیشتر تمایل به شر دارد و به همین دلیل هم بیش از آنکه به پاکدستی
فکر کند، کج دست است. بهویژه در کشورهای نفتی که حفرههای بسیاری برای
دستیابی و رسیدن به این گنجهای بادآورده آدمی را وسوسه میکند.
اما آنچه نکته اساسیتر است و میشود آن را بهعنوان نوع نگاه دیگر مطرح
کرد این است که در ایران راه رفتوبرگشت قدرت و ثروت مسیری متفاوت با دیگر
جاهای دنیا طی میکند. به بیان سادهتر، اینقدر که قدرت مجرای برخورداری
از ثروت است، ثروت در معادلات قدرت نقش ندارد.
در کشورهای سرمایهداری ثروت میتواند به قدرت تبدیل و در بازتاب بیرونی آن
سپس به تأسیس حزبی سیاسی منجر شود. ثروتی که منشأ اثرگذاری در بدنه
دولتها و سیاست است، آنهم به شکل کاملا روشن و شفاف. البته در جهانهایی
که دموکراسی در آنها نهادینه شده. اما مسیر کسب و انباشت ثروت در ایران به
برخورداری از قدرت منجر نمیشود و کاملا برعکس، همواره هستند کسانی که
میکوشند به قدرت برسند و از بلندای نردبان قدرت بهراحتی بتوانند از
شاخههای این درخت، میوههای ثروت بچینند.
شاید بیدلیل نباشد هرکسی که نسبتی با سیاست دارد، دغدغهاش بالارفتن از نردبان قدرت است. آنهم نه به عشق سیاست، بلکه به عشق رسیدن به ثروت و منتفعشدن از سفرههای نفتی که در نهادهای دولتی پهن است. حالا حکایت بقایی، بقای همین سیاست است. سیاستِ از قدرت به ثروت رسیدن که دولت احمدینژاد مظهر و آینه تمامنمای آن بود.
نظرنیوز