میرمحمود موسوی
در
سیاست خارجی هر کشور، روابط با همسایگان اولویت و اهمیت دارد. این اهمیت
در تمام حوزه های مختلف سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی وجود دارد. حتی
گسترش فناوری های نو نیز نتوانسته از درجه این اهمیت بکاهد. به هر دلیلی
اگر دولتی نخواهد یا نتواند به این مهم توجه کند، به امنیت و منافع کشورش
زیان رسانده است. روابط ایران با همسایگان را از جهتی می توان به عرب و
غیرعرب تقسیم کرد. این دو بخش در بحث و تحلیل حتما مشترکات و تفاوت هایی
دارند.
ر این نوشته بحث ما محدود به همسایگان غیرعرب کشورمان است و می خواهیم
از دو سال گذشته - دولت یازدهم و وضعیتی که بر این روابط حاکم بوده -
ارزیابی اجمالی داشته باشیم. چند موضوع در تمام منطقه، با درجاتی متغیر،
روابط را تحت تاثیر قرار داده اند. موضوع انرژی هسته ای و تبعات آن، به
ویژه تحریم موثرترین سهم را در روابط داشته است. تحولات متعاقب بهار عربی
در منطقه خاورمیانه و اختلاف دیدگاه های موجود، موضوع مهم دیگری است که در
روابط مورد بحث، نقش تعیین کننده داشته است. سومین عامل، نگرش های مذهبی
متفاوت با چاشنی تند افراط است که بسیاری از اختلافات و مشکلات در منطقه را
دامن زده است. در ادامه، نگاهی اجمالی به وضعیت روابط کشورمان با همسایگان
مهم غیرعرب در سال های اخیر خواهیم داشت. روابط کشورمان با ترکیه در چند
سال اخیر به میزان زیادی تحت تاثیر تحولات سوریه و سیاست های مختلف دو کشور
در این رابطه بوده است. هر چند اختلافات مذهبی یا به عبارت دیگر دوقطبی
مذهبی که در منطقه شکل گرفته، اهمیت بسیار اساسی در این روابط داشته است،
اما صحنه عملی اختلاف، منازعات جاری سوریه است. به این نکته مهم در بستر
روابط تاریخی دو کشور باید توجه کرد که با عنایت به آرمان های جمهوری
اسلامی، حکومت ١٢ساله حزب عدالت و توسعه بیشترین نزدیکی را با ایران در طول
صد سال گذشته داشته است. رقابت های سالم و تعریف شده و محدود میان کشورهای
مختلف، طبیعی است و حتی به نظر من، موجب تحرک بیشتر رقبا و سرعت توسعه در
حوزه های مختلف می شود، اما در کنار این قضیه، به تجربه جهان نو باید توجه
کرد. یک نگاه ساده به دنیای پیشِ رو و پیشرفته نشان می دهد، همکاری های
منطقه ای نقش اساسی در توسعه اقتصادی و فرهنگی بازی می کند. به عبارت دیگر
درباره ترکیه، بر این باور هستم بهترین فرصت برای همکاری های درازمدت، در
ابعاد کلان آن، در دهه اخیر در دسترس بوده است، اما متاسفانه دولت های نهم و
دهم فاقد درک لازم سیاسی در این موضوع بوده و دولت یازدهم نیز فاقد شرایط
لازم برای اصلاح سیاست های نادرست گذشته در این موضوع بوده است.
شاید
در زمانی مناسب، بتوان این هزینه ها را به شکل تحلیلی بیان کرد. همچنین
امرِ مهم سودهای عظیم به دست نیامده یا ازدست رفته نیز کاری است که عقلاو
دولتمردان خادم به آن توجه می کنند و جاهلان یا مغرضان آن را نادیده می
گیرند. وضعیت روابط با دیگر همسایه مهم، یعنی پاکستان، تفاوت هایی دارد.
پاکستان سال هاست گرفتار چندین مشکل گسترده و عمیق است. حضور و فعالیت
گسترده افراطی های داخلی و خارجی در این کشور، به همراه فساد و فقر، اصلی
ترین عامل وضع نابسامان پاکستان است. این مشکلات موجب تشدید شرایط نامطلوب
امنیتی، اقتصادی و فرهنگی در مناطق و استان های مجاور مرز کشورمان، به ویژه
استان سیستان وبلوچستان می شود. ناتوانی دولت های متغیر پاکستان در اداره
مشکلات ذکر شده در طول ١٥ سال گذشته، روابط فی مابین را تحت تاثیر قرار
داده است. البته ذکر این مطلب نباید این تصور را ایجاد کند که همه مشکلات
این منطقه از خارج از کشور به داخل سرریز می کند، وضعیت خود منطقه نامناسب
است که نیاز به بحث مستقل دارد. در طول دو سال گذشته، دولت یازدهم تلاش
هایی برای کاهش مشکلات داشته است، اما تا رسیدن به نتیجه مطلوب، فاصله
زیادی داریم. دولت نیز به اختیارات بیشتری برای اداره مشکلات سیاسی،
اقتصادی و اجتماعی منطقه نیاز دارد و اما افغانستان، حکایت دیگری است.
کشوری که از ٣٥ سال پیش بر اثر اتفاقات سنگینی همچون اشغال خارجی و جنگ به
هم ریخته است. تلاش های مختلفی برای اداره اوضاع این مملکت صورت گرفته و
قدم های بلندی به جلو برداشته شده است. حضور ابرقدرت ها و قدرت ها در این
چند دهه بر سیاست های ایران در قبال مشکلات این همسایه تاثیر منفی زیادی
گذاشته است. از این جمله است حضور ١٤ساله سیاسی- نظامی آمریکا و هم پیمان
هایش در این کشور که همیشه تاثیر آن در روابط فی مابین دیده شده است،
بنابراین سایه چتر امنیتی- نظامی و ورود دستگاه های مختلف اطلاعاتی- امنیتی
در حوزه سیاسی روابط کاملامشهود است. در دو سال گذشته تغییر چندانی در این
روند مشاهده نشده است. به گمان من، روابط میان دو کشور ایران و افغانستان
نیاز جدی به بازبینی و بازخوانی دارد. باید از نو منافع خود را تعریف کنیم.
باید سیاست های گذشته خود را در این قضیه منصفانه و بدون ترس و تعصب بررسی
کنیم.
گمان می کنم اشکالاتی پیدا خواهیم
کرد. تاریخچه ٣٥ سال گذشته افغانستان پر از مداخله و رقابت های دشمنانه
قدرت های منطقه ای و غیرمنطقه ای است. حل مشکلات این منطقه نیاز به همکاری
گسترده تمام دولت های منطقه دارد. باید به ریشه مشکلات توجه کرد. اختلافات
تاریخی و مرزی و ارضی بسیار مهم است. نباید تردید کرد که برای توسعه
کشورمان نیازمند آرامش، امنیت، صلح و ثبات در کل منطقه هستیم. در
افغانستان، در پاکستان، در کشمیر، در هند و صدالبته در کشور خودمان ایران
توجه جدی به خواسته های مردم و احترام به حقوق آنها از طریق ساز و کارهای
تعریف شده، برنامه ای متفاوت با رقابت های دشمنانه را به ارمغان خواهد
آورد. احترام به عقلانیت جمعی در سطح ملی به همراه توجه به همکاری جمعی در
سطح منطقه ای، امر بایسته ای است که حاصل آن تمام منطقه را آباد خواهد کرد.
* کارشناس روابط بین الملل
□ روزنامه شرق