ازمنظر اقتصادی، اگربخواهیم انتظارات بیجا و نامعقول نسبت به بهبود وضعیت
اقتصادی، نظیر افت شدید قیمتها را درنظرنگیریم، انتظارات معقولی نیز پس از
توافق شکل گرفته است که ازجمله آن ها بهبود وضعیت کسب وکار، سرمایه گذاری
درحوزه های مهم واستراتژیک اقتصادی وبهبود زیرساختهای اقتصادی باتوجه به
پولهای آزادشده است.

حدود10
روز ازاعلام توافق هسته ای میگذرد و در این مدت اصلاح طلبان واصولگرایان،
نظرات موافق و مخالفی رانسبت به این توافق بیان داشته اند. دراین میان
آنچه واضح ومشهود است، افزایش انتظاربرای گشایش ورشداقتصادی درمیان
اصولگرایان و افزایش انتظار برای گشایش سیاسی در میان اصلاح طلبان است.
نگارنده این یادداشت خود، پیش ازاعلام توافق هسته ای دریادداشت مورخ 15 تیر
درهمین روزنامه باعنوان«کنترل تغییرات اجتماعی، باحل بحران
هستهای»بااستفاده از نظریه محرومیت نسبی به تبیین وضعیت دولت روحانی
درصورت توافق و نحوه بهبود این وضعیت پرداخته بودم و در آن مقایسه به این
موضوع اشاره شده بودکه چگونه توافق هسته ای باایجاد ثبات اقتصادی
میتواندمانع ایجاداحساس«محرومیت نزولی»درمردم شود. همان طور که در آن
یادداشت اشاره شده بود، محرومیت نسبی انواعی دارد که ازجمله آن «محرومیت
ناشی از بلند پروازی» است که به وضعیتی اطلاق می شود که تواناییهای افراد
ثابت است اما انتظاراتشان افزایش مییابد. به این ترتیب اگر فرد انتظار
بهبود شرایط (اقتصادی، اجتماعی و...) را داشته باشد اما انتظاراتش برآورده
نشود، دچارچنین محرومیتی می شود. حال باتوجه به توافق هسته ای وافزایش
انتظارات از دولت روحانی، خطر ایجاد چنین محرومیتی افزایش یافته است.
ازمنظر اقتصادی، اگربخواهیم انتظارات بیجا و نامعقول نسبت به بهبود وضعیت
اقتصادی، نظیر افت شدید قیمتها را درنظرنگیریم، انتظارات معقولی نیز پس از
توافق شکل گرفته است که ازجمله آن ها بهبود وضعیت کسب وکار، سرمایه گذاری
درحوزه های مهم واستراتژیک اقتصادی وبهبود زیرساختهای اقتصادی باتوجه به
پولهای آزادشده است. پس ازتوافق هستهای، احتمالا باید شاهد افزایش درآمد
دولت ازطریق فروش بیشتر نفت و کالاهای دیگر ورود پولهای بلوکه شده باشیم.
اقتصاددانان ازاین شرایط که درآمدهای دولت به این طریق افزایش پیدا میکند
با عنوان «تکانه مثبت»یادمی کنند. این تکانه مثبت عوارض مختلفی ازجمله
افزایش بودجه بیش از میزان افزایش درآمد دولت،تشدیدرقابتهای سیاسی به
دنبال بزرگتر شدن دولت درنتیجه افزایش استخدام ها و افزایش مصرف و نقدینگی
دارد. درهمین راستا موارد متعدد دیگری را نیز میتوان به عنوان عوارض
اقتصادی احتمالی که پس ازتوافق ایجاد میشود نام برد. بنابراین افزایش
انتظارات مردم از یک سو و آسیبها و عوارضی که «تکانه مثبت» اقتصادی
میتواند به دنبال داشته باشد از سوی دیگر، شرایطی را ایجادمی کند که می
تواند منجر به محرومیت ناشی از بلندپروازی شود. مردم انتظار بهبود وضعیت
اقتصادی رادارند، امادرصورت ایجاد بحرانهای ناشی از تکانه مثبت اقتصادی،
نه تنها این وضعیت بهبود پیدا نمی کند، بلکه بدتر نیز می شود و اگرچه
این«بدتر»شدن وضعیت لزوما به معنای افت شدید شاخص های اقتصادی و بازگشت به
شرایط پیش از 92 نیست، اما ازآنجایی که انتظارات بالا رفته است می تواند
منجر به محرومیت ناشی از بلندپروازی شود و همانطور که نظریه محرومیت نسبی
پیشبینی می کند، این محرومیت تقاضا برای تغییرات اجتماعی درجامعه رابالا
می برد که این موضوع میتواند خطری جدی برای دولت روحانی باشد.
ازسوی
دیگر، توافق هستهای می تواند آسیب های دیگری را درعرصه سیاسی به دنبال
داشته باشد. تکانه مثبت اقتصادی، میتواندمنجربه حاشیه رفتن طبقه متوسط
جامعه شود،چراکه در شرایط تکانه مثبت،دولت پول داردواحساس نیازکمتری به
طبقات متوسط وبالای جامعه،که اصلاحات اجتماعی را رقم
میزنند،پیدامیکند.این وضعیت درشرایطی که عموم اصلاح طلبان در جامعه
انتظار گشایش سیاسی را دارند، می تواندبه وضعیت پیچیده ای منجر شود. خصوصا
آنکه رقبای دولت درعرصه سیاسی وکسانی که خواهان ناموفق بودن دولت هستند،
درشرایط فعلی به واسطه امکاناتی که دراختیار دارند، فضا رابرای گشایش سیاسی
احتمالا تنگ تر خواهند کرد تا بدنه اجتماعی دولت تقویت نشود. آنها به خوبی
از افزایش انتظار رای دهندگان به دولت درخرداد 92، آگاهی دارند و با
ممانعت از ایجاد گشایش سیاسی در فضای کشور، تلاش خواهند کرد تا این
انتظارات محقق نشود. بنابراین درحوزه سیاسی نیزسه مسئله پیش روی دولت است.
اول افزایش انتظار رای دهندگان دولت درخرداد 94، دوم تلاش مخالفان دولت
برای محقق نشدن این انتظارات ازطریق امکاناتی که در اختیار دارند و سوم
عوارض سیاسی ناشی از تکانه مثبت اقتصادی که در بالا به آن اشاره شد. باتوجه
به موارد مذکور و عوارض احتمالی توافق در هر دو عرصه سیاسی و اجتماعی،
مدیریت این شرایط بسیار اهمیت دارد. درشرایط فعلی توپ درزمین دولت ودست حسن
روحانی است و این که او چگونه این فضا را مدیریت میکند اهمیت دارد. اگر
بتواند پولها و سرمایه های جدید را به خوبی مدیریت کند، می تواند به یکی
از قهرمانان توسعه کشور تبدیل شود و اگر ازمدیریت این مسئله ناتوان باشد
احتمالا شاهد افزایش درخواستهای اجتماعی برای تغییر در میان مدت خواهد
بود. ازسوی دیگر و درحوزه سیاسی نیز، حرکت بین خطوط اصلاح طلبان و مخالفان
اصلاحات اجتماعی، برای حسن روحانی سخت تر از گذشته خواهد بود چرا که هردو
طرف، بنا بر دلایلی که اشاره شد، بیش از پیش برمواضع خود اصرار خواهند کرد و
شاید روحانی را مجبور کنند تا نهایتا تصمیم بگیرد دریک طرف این خط بایستد.
کار برای روحانی و دولتش از بعد از توافق سخت تر خواهد بود و باید دید که
رئیس جمهور، این وضعیت پیچیده را چگونه مدیریت می کند.
نویسنده: محمد رهبری، کارشناس ارشدعلوم سیاسی
روزنامه قانون/