یک نشریه اقتصادی آمریکایی پرسید: توافق هستهای ایران چگونه بر بهای نفت تاثیر خواهد گذاشت؟
مجله اقتصادی فوربز، چاپ آمریکا روز شنبه در مقالهای به قلم ترفیس تیم (Trefis Team) نوشت: ایران اولین کشور خاورمیانه (غرب آسیا ) بود که کشف نفت را در خاک خود گزارش داد. شرکت آنگلو-پرشین (انگلیسی-ایرانی) که امروزه به شرکت بیپی (بریتیش پترولیوم) شناخته میشود، در سال 1908 میلادی برای اولین بار توانست در ایران یک میدان نفتی را کشف و نفت خام را از آن استخراج کند.
کلی آیوتی( Kelly Ayotte )عضو کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا در مصاحبه با شبکه تلویزیونی فاکس نیوز گفت:توافق با ایران یک تسلیم تاریخی است.
امروزه دو دیدگاه درباره رابطه مردم و حاکمیت در فقه شیعه وجود دارد. یک دیدگاه معتقد به کشف است و دیدگاه دوم براساس «عقد» و «قرارداد» بنا شده است.
امریکا کشور پیچیده و چند لایهای در سیاست خارجی است و تعامل و کار کردن با این کشور سخت است، زیرا اهداف روشنی نیز در سیاست منطقهایاش در خاورمیانه ندارد و بر دوستان منطقهای قابل اعتمادی نیز تکیه نکرده است. اما جای شک و شبهه نیست که این کشور بهدلیل اقتصادی و سیاسی در روابط بینالملل تاثیر بسزایی دارد.
مردم ایران در رای دو سال پیش خود در انتخابات یازدهمین دور ریاستجمهوری اعلام کردند از دولت جدید انتظار دارند سیاست خارجی را از هیجان و انفعال خارج کرده و به کمک و حمایت کشور بیاورد تا این معضل بیاعتمادی بین ایران و غرب، نبود فضای تنفسی برای سیاست خارجی و اختتام پروژه ایران هراسی را با کمترین هزینه حل کند.
دولت نیز به راستی اینچنین کرد و در این راستا حرکت کرد. فقط اشتباهی که رخ داده شد عدم اعتماد به توان و نظرات کارشناسی برای طراحی راهبردی اقدام سیاست خارجی و عدم استفاده واقعی از نظرات کارشناسی و تصمیمسازی بدنه وزارت امور خارجه بود و متاسفانه اینبار سورنا از سر گشادش نواخته شد و در بیاعتمادی به بدنه کارشناسی سیاست خارجی کشور همان راهی طی شد که پیشینیان طی کرده بودند اما با دو بستر متفاوت. دولت قبل به صراحت بدنه کارشناسی کشور در سیاست خارجی را کنار گذاشت و حلقه محدود و موازی درست کرد که خوشبختانه مورد تایید مسوولان کشور قرار نگرفت.
اما هماکنون یا نظرات کارشناسی در بسیاری از موارد شنیده نمیشود یا تصمیمسازی و تصمیمگیری در اختیار وزارت امور خارجه نیست و حاصل هر دو یکی است. چشم و گوش مردم کشور از شهری و روستایی با حجم وسیعی از خبرهایی که تولید میشود به درست یا غلط به سیاست خارجی دوخته شده و وزارت امورخارجه به آزمونی سرنوشت ساز گرفتار آمده است.
نمیتوان انگیزههای جناحی و گروهی یا حتی منافع شخصی را در مخالفتهایی که در ایران و امریکا یا سایر کشورهای جهان با مذاکرات هستهای صورت میگیرد منتفی دانست ولی بزرگنمایی یا بهای غیرواقعی به آنها دادن نیز نقایص طراحی یا عملیاتی دستاندرکاران سیاست خارجی و مذاکرات کنونی در دو کشور را مخفی نخواهد کرد.
از سوی دیگر بد نبود اگر مخالفان بهجای دست گذاشتن بر نقاطی که هیچ کمکی به کشورهای درگیر مذاکرات برای برون رفت از این وضعیت نمیکند به جنبههای راهبردی و منافعی که کشورها در دراز مدت میتوانستند کسب کنند، بهجای مسائل روزمره و اجرایی میپرداختند در این صورت شاید میشد امیدوار بود دستاوردهای بهتر و بالاتری از این مذاکرات حاصل و از هدر دادن منابع بیشتر کشورهای منطقه و التهاب روز افزون منطقهای جلوگیری کرد.
روزنو